تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٨ - تفسير ابيات
آتش و سنگ ستم بر هم مزن كاين دو مى زايند همچون مرد و زن سنگ و آهن خود سبب آمد و ليك تو به بالاتر نگر اى مرد نيك كاين سبب را آن سبب آورد پيش بىسبب هرگز سبب كى شد ز خويش
اشاره مى كند به اين كه :
اصل كارگاه هستى در پشت پرده است و اين اسباب و علل طبيعى از آن اسباب و علل ما وراى طبيعى سرچشمه مى گيرد و اين مطلب با نظر به بن بست رسيدن تمام معلومات ما موقعى كه مى خواهيم آن معلومات را در همين روى پرده به روشنايى نهايى برسانيم به خوبى واضح مى گردد .
نظامى گنجوى هم در اين باره چنين گفته است :
زين پرده ترانه ساخت نتوان وين پرده به خود شناخت نتوان
تفسير ابيات يك فرد غريب براى خود در جستجوى خانهاى بود كه بتواند در آن سكونت كند ، دوستش او را به سوى خانهء خرابى برده گفت : اين خانه اگر سقف داشت با يكديگر در همين خانه در جوار هم زندگى مى كرديم ، اگر اين خانه آباد بود و در ميان آن اطاق ديگرى بود خودت و خانواده ات در همين جا آسوده زندگى مى كرديد ، به اضافهء اين كه در همين خانه اگر آباد مى گشت ، مى توانستى از مهمانهايت هم پذيرايى كنى ، اى كاش اين سراى آباد بودى و در همين سراى آباد خانهء آبادى داشتى . دوستش در پاسخ مى گويد : البته كه زندگى با دوستان و در جوار آنان بسيار خوب است ، ولى اى جان من هيچ كس نمى تواند اگرها را جمع كرده و از آن اگرها اطاق بسازد .
بدينسان همهء افراد آدمى در طلب خوشىهاى هستند ، ولى از آن جا نصيب آنها جز خوشىهاى دروغين ناشى از اگر ، مگر ، شايد ، ممكن است ، اى كاش نيست ،