تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
(١)
مناجات
١ ص
(٢)
مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
١٢ ص
(٣)
ديباچهء دفتر دوم مثنوى
٧٧ ص
(٤)
آيه
٨٢ ص
(٥)
ذو القرنين كيست ؟
٨٣ ص
(٦)
شعاع ابديت در اين دنيا مانند شير و مقتضيات ماده مانند خون است متوجه باش شيرى را كه سهم تست با خون مخلوط نسازى
٨٨ ص
(٧)
مشورت يك اصل ضرورى است
٩١ ص
(٨)
اضافهء نفس به نفس بدتر از اضافهء صفر به صفر است زيرا حاصل اضافهء صفر به صفر هيچ است ، ولى اضافهء نفس به نفس نتيجهء منفى دارد
٩٣ ص
(٩)
نفس با دمسازى با نفس ديگر مى خندد ، در نتيجه در عالم عقل تاريكى پيروز مى گردد
٩٤ ص
(١٠)
دو گروه نيكان و بد كاران پس از تثبيت شخصيت شان نمى توانند با يكديگر سازگار باشند
٩٦ ص
(١١)
فعاليت يك موجود احتياج به زمينه آماده دارد
٩٧ ص
(١٢)
بكوشيم تا خود را بمنبع روشنايى برسانيم
٩٨ ص
(١٣)
محصولات حواس ظاهرى با فرايندهاى حواس درونى در پشت پرده اشتباه نمى شوند
١٠٠ ص
(١٤)
آيا هم موحد و هم مشبه در درك مقام عالى وحدت مبهوتاند
١٠٦ ص
(١٥)
روش حواس در دريافت واقعيات مانند روش معتزله و روش بينايى عقل در رسيدن به حقيقت مانند روش ساير مسلمانان مى باشد
١٠٩ ص
(١٦)
اگر حس طبيعى به حس الهى منقلب شود و آن حس آيات خدايى را در هستى ببيند نتيجه آن عالىترين اطاعت خواهد بود
١١٣ ص
(١٧)
خواه موحد باشى و خواه مشبه ، تا از صورت و ظاهر نگذرى نتيجهاى از گرايش الهى نخواهى برد
١١٤ ص
(١٨)
بياييد زنگارهاى تمايلات حيوانى را از آيينهء دل پاك كنيم تا هم نقش و هم نقاش را ببينيم
١١٥ ص
(١٩)
هر چه كوشش كنيد كه نسخه حقيق خود را از كس ديگر مشاهده كنيد ، نخواهد توانست
١١٩ ص
(٢٠)
تفسير ابيات
١٢٠ ص
(٢١)
هلال پنداشتن آن شخص خيال را در عهد عمر و تنبيه نمودن او را
١٣٣ ص
(٢٢)
اجزاء وجودى خود را به وسيلهء مردان صدق و صفا استقامت و راستى بدهيم
١٣٦ ص
(٢٣)
تفسير ابيات
١٣٧ ص
(٢٤)
تفسير ابيات
١٤٢ ص
(٢٥)
التماس كردن همراه عيسى عليه السلام از او زنده كردن استخوان را
١٤٤ ص
(٢٦)
ياران الهى در موقع حضور ، هر يك كتابى خط خوانا كه در مقابل ساير ياران باز شده است
١٤٨ ص
(٢٧)
سپرى شدن يك منزل در راه حقيقت ، بهتر است از هزاران گام و دور زدن در راه حقيقت نماها
١٤٩ ص
(٢٨)
آرى همين موجودات براى گروهى سدى است غير قابل نفوذ و بگروه ديگرى درى است به بارگاه حقيقت
١٥١ ص
(٢٩)
ارواح راد مردان الهى پيش از ورود به جهان طبيعت كارها كرده و نتيجه ها برداشته اند
١٥٤ ص
(٣٠)
تفسير ابيات
١٥٥ ص
(٣١)
مشورت كردن خداى تعالى با فرشتگان در ايجاد خلق
١٥٨ ص
(٣٢)
آيه
١٥٩ ص
(٣٣)
الفاظى را كه در بارهء حقايق ما وراى طبيعى به كار مى بريم مفاهيم واقعى را نشان نمى دهند ، بلكه اين استعمالات براى تفاهم معمولى است
١٦٢ ص
(٣٤)
آيا منطق وضعى مى تواند منكر ما وراى طبيعت باشد ؟
١٦٣ ص
(٣٥)
زمان از نظر افلاطون
١٦٧ ص
(٣٦)
چند مسئلهء روشن در مقدمهء شناسايى زمان
١٦٨ ص
(٣٧)
2 - آيا زمان به دو نوع حقيقى و مفهومى قابل تقسيم است ؟
١٧١ ص
(٣٨)
3 - آيا مى توانيم زمان را به واقعى و ايجادى و تصورى تقسيم كنيم ؟
١٧٢ ص
(٣٩)
4 - ( من ) و زمان
١٧٥ ص
(٤٠)
5 - ( من ) و احساس زمان حال كه در گذر است
١٧٦ ص
(٤١)
مردان الهى در يك وحدت عالى با يكديگر متحد مى باشند
١٧٩ ص
(٤٢)
مى خواهم براى تفاهم جهان را به خال صورت « او » تشبيه كنم و در بارهء اين زيبايى گفتگو كنم ، كالبد مادىام تحمل گفتن اين سخن با عظمت را ندارد
١٨١ ص
(٤٣)
تفسير ابيات
١٨٢ ص
(٤٤)
تفسير ابيات
١٨٧ ص
(٤٥)
التزام كردن خادم تيمار بهيمه را و تخلف نمودن
١٨٩ ص
(٤٦)
روايت
١٩١ ص
(٤٧)
قانون هم جنس بودن وفا و تعاون در زندگانى است ، لذا تنازع در بقا بايستى انگيزهء غير طبيعى داشته باشد
١٩٢ ص
(٤٨)
تفسير ابيات
١٩٤ ص
(٤٩)
گمان بردن كاروانيان كه مگر بهيمهء صوفى رنجور است
١٩٩ ص
(٥٠)
آيه
٢٠٢ ص
(٥١)
نتيجه نيروى دروغين كار دروغين است
٢٠٣ ص
(٥٢)
هيچ كس براى شما از خود شما دل سوزتر نخواهد بود
٢٠٥ ص
(٥٣)
تا كنون رسم روزگاران چنين بوده است ، نامردان انسانهاى ساده لوح را جان خود بخوانند ، اما براى نابود كردن جان آن بىنوايان
٢٠٨ ص
(٥٤)
استقلال خود را حفظ كنيد
٢٠٩ ص
(٥٥)
خاصيت بدن انسانى گنديدن است هر چند كه آن را ميان عالىترين عطرها و زينتها بپوشانيد
٢١٣ ص
(٥٦)
اگر انديشه را از تو منها كنند جز مشتى استخوان و ريشه و مواد طبيعى چيز ديگرى نيستى
٢١٤ ص
(٥٧)
حكمت بعثت پيامبران تفكيك كفر از دين است
٢١٥ ص
(٥٨)
واحد حقيقى جز آن موجود برتر وجود ندارد
٢١٧ ص
(٥٩)
تفسير ابيات
٢٢٠ ص
(٦٠)
يافتن پادشاه باز خويش را در خانهء كمپير و مبتلا شدن
٢٣٠ ص
(٦١)
آيه
٢٣٢ ص
(٦٢)
محبت جاهلانه عين دشمنى واقعى است
٢٣٣ ص
(٦٣)
دنيا خود ناخود آگاه و فريب خوردگان آن ناخود آگاه تراند
٢٣٤ ص
(٦٤)
آيا لطف خداوندى ما را به جرم وادار مى سازد ؟
٢٣٦ ص
(٦٥)
چون كمال را او در دل ما نمودار ساخته است لذا استعداد رسيدن به آن را هم به ما عطا فرموده است
٢٤٠ ص
(٦٦)
تفسير ابيات
٢٤٢ ص
(٦٧)
حلوا خريدن شيخ احمد خضرويه به جهت غريمان به الهام حق تعالى
٢٤٨ ص
(٦٨)
اگر جان آدمى خندان و شكوفان است ، قيافه زهرآگين مردم چه تأثيرى در او خواهد داشت ؟
٢٥٢ ص
(٦٩)
تفسير ابيات
٢٥٥ ص
(٧٠)
مادامى كه روح انسانى در راه تكامل خود پيش مى رود ، نقص پديده هاى مادى مربوط به انسان اهميتى ندارد
٢٦٢ ص
(٧١)
تفسير ابيات
٢٦٤ ص
(٧٢)
تمامى قصهء زنده شدن استخوانها به دعاى عيسى عليه السلام
٢٦٦ ص
(٧٣)
آيه
٢٦٨ ص
(٧٤)
گمان مبريد كه هر چه را از آن خود مى دانيد از آن بهره مند خواهيد گشت
٢٧٠ ص
(٧٥)
خداوندا واقعيات را آن چنان كه هستند به ما بنمايان بحثى در حقيقت و واقعيت
٢٧٢ ص
(٧٦)
حقيقت و واقعيت
٢٧٤ ص
(٧٧)
نسبيت حقيقت و نسبيت واقعيت
٢٧٨ ص
(٧٨)
وقتى كه آب حيات پيدا مى كنيد آن را در خاك ريخته و از آن گل نسازيد
٢٨٠ ص
(٧٩)
نوحه گران حرفهاى زياداند ، ولى كو سوز دل واقعى ؟
٢٨٢ ص
(٨٠)
كالبد جسمانى توانايى تحمل فعاليتهاى الهى روح را ندارد
٢٨٦ ص
(٨١)
تفسير ابيات
٢٨٧ ص
(٨٢)
حقايق را در تاريكى لمس كرده و مطابق دل خواه خود آنها را تفسير نموده و بهره بردارى مى كنيم
٢٩٣ ص
(٨٣)
تفسير ابيات
٢٩٤ ص
(٨٤)
فروختن صوفيان بهيمهء صوفى مسافر را به جهت سفره و سماع
٢٩٦ ص
(٨٥)
در مقابل سر نوشت قطعى احتياط و چاره جويىها نتيجهاى ندارد
٣٠١ ص
(٨٦)
آيا فقر يكى از عوامل كفر به خداست ؟
٣٠٣ ص
(٨٧)
ضرورتها ممنوعيتها را بر مى دارد
٣٠٥ ص
(٨٨)
چقدر خنده آور است كه مقلد از خود صاحب نظر با ذوقتر مى شود
٣٠٧ ص
(٨٩)
اگر بخواهيد تقليد كنيد از كسانى تقليد كنيد كه حقايق را بدانند و از هوى و هوس دور باشند
٣٠٩ ص
(٩٠)
انعكاس ابتدايى حقايق تقليد است ، ولى با تكرار و دقت لازم و كافى به تحقيق مبدل مى گردد
٣١٣ ص
(٩١)
مقياس سنجش را منحرف نكنيد ، بگذاريد انسانها با اندازه هاى واقعى روبه رو شوند
٣١٥ ص
(٩٢)
چون پيامبران نقطه اتكاء و سنجش واقعى بودند ، لذا پاداشى به پيامبرى خود نمى خواستند
٣١٩ ص
(٩٣)
تفسير ابيات
٣٢١ ص
(٩٤)
قصهء آن مفلس كه در زندان بود و زندانيان از او در فغان
٣٢٨ ص
(٩٥)
هر نوع زندگانى براى خود انتخاب كنى بدون ناراحتى نخواهد بود
٣٣٠ ص
(٩٦)
تأثير خيالات در زندگانى و روان انسانها
٣٣٥ ص
(٩٧)
اين ديده گان طبيعى ما است كه گاهى مار و گاهى نگار مى سازد
٣٣٧ ص
(٩٨)
شادى از روى ايمان غير از شادى از روى خيالات است
٣٣٩ ص
(٩٩)
بىهوده در پهنهء جهان داراى بعد ، خود را سر گردان مساز ، براى آگاهى به جهان داراى بعد ، خروج از جهان بعد لازم است
٣٤٠ ص
(١٠٠)
تفسير ابيات
٣٤١ ص
(١٠١)
شكايت كردن اهل زندان پيش وكيل قاضى از دست آن مفلس
٣٤٥ ص
(١٠٢)
آيه
٣٤٦ ص
(١٠٣)
تتمهء قصهء مفلس زندانى با قاضى
٣٥٠ ص
(١٠٤)
فلسفه بافىهاى حرفهاى غير از حكمت واقعى است
٣٥٣ ص
(١٠٥)
اگر مهر خدايى بر گوش و ديده زده نشود به حد كافى صداها و صورتهاى بيدار كننده وجود دارد
٣٥٧ ص
(١٠٦)
جهت و مكان براى اجزاء جهان طبيعت مطرح است نه براى مجموع آن
٣٥٨ ص
(١٠٧)
تفسير ابيات
٣٦٠ ص
(١٠٨)
فى المناجاة
٣٦٥ ص
(١٠٩)
خداوندا ، سخنانى را كه شايستهء مقام تو باشد و ما را شايستهء توجه تو قرار بدهد به ما تعليم فرما
٣٦٨ ص
(١١٠)
خداوند چگونه بعضى اشخاص را تا ما فوق غم و شادى بالا مى برد ؟
٣٦٩ ص
(١١١)
پديده هاى جهان هستى براى اشخاص فوق معمولى دگرگون مى گردد
٣٧٠ ص
(١١٢)
آيا اشخاص فوق معمولى محسوسات را دور انداخته و غير محسوسات را مورد استناد قرار مى دهند ؟
٣٧١ ص
(١١٣)
معشوق آنان در ما وراى اين اشكال و صورتهاى محدود و فانى است
٣٧٢ ص
(١١٤)
اگر همين محسوسات براى عشق ورزى كافى بود ، مى بايست همهء افراد انسانى كه داراى حس مى باشند عاشق شوند
٣٧٤ ص
(١١٥)
عشق وفاى ثابت به وجود مى آورد و با دگرگونى صورتها وفا دگرگون نمى گردد
٣٧٥ ص
(١١٦)
تو هم اى انسانى كه به عقل خويش مى نازى ، بايد بدانى كه عقل كلى است كه مى تواند فعاليت حس را بهره ور بسازد نه عقل جزئى ، زيرا عقل جزئى يك طلاى عاريتى است كه روى مس وجود تو را پوشانيده است
٣٧٦ ص
(١١٧)
چگونه دل انسانى با داشتن قيافه هاى متضاد وحدت خود را حفظ مى كند ؟
٣٧٧ ص
(١١٨)
تو مى گويى من هم عالمى از معنى دارم ، ولى اگر به خود بيايى خواهى ديد كه معنايى كه براى خود اندوختهاى همان صورت است در شكل منظم
٣٧٩ ص
(١١٩)
تمثيل بر حقيقت سخن و اطلاع بر كشف آن
٣٨٥ ص
(١٢٠)
تفسير ابيات
٣٨٨ ص
(١٢١)
ملامت كردن مردمان شخصى را كه مادر را به تهمت بكشت ؟
٣٩٣ ص
(١٢٢)
هنگامى كه ريشهء تباهى را ندانيد با حق و مخلوقات او همواره در ستيزه خواهيد بود
٤٠٠ ص
(١٢٣)
پيامبران با اين كه نفس خود را كشته بودند چرا دشمنان فراوان داشتند ؟
٤٠١ ص
(١٢٤)
آن مزيت انسانى را كه به دست آوردهايد از دست ندهيد و اگر داراى نقصى هستند در بر طرف كردن آن بكوشيد و نقص ديگرى بر آن اضافه نكنيد
٤٠٣ ص
(١٢٥)
از آن جهت كه از مقام عظمت ربوبى هيچ كس احساس ننگ نمى كند ، لذا كسى نمى تواند به خدا حسادت بورزد
٤٠٥ ص
(١٢٦)
ولايت تكوينى از ارتباط ولى با خدا ناشى مى شود
٤٠٩ ص
(١٢٧)
2 - ولايت تكوينى تعيينى
٤١١ ص
(١٢٨)
چگونگى تأثير انسانهايى كه داراى ولايت تكوينى هستند در انسانها و ساير موجودات
٤١٤ ص
(١٢٩)
ولايت تشريعى
٤١٥ ص
(١٣٠)
مهدى قائم عليه السلام
٤١٧ ص
(١٣١)
تفسير ابيات
٤١٩ ص
(١٣٢)
امتحان كردن پادشاه آن دو غلام را كه تازه خريده بود
٤٢٥ ص
(١٣٣)
اگر چشم كج شود و يكى را دو ببيند و اين سؤال مطرح شود كه چرا يك موجود دو موجود ديده مى شود ؟ جوابش راست كردن چشم است
٤٢٩ ص
(١٣٤)
بايستى به آن انديشه كه خلاصهء موجوديت تست راست بنگرى تا ببينى اين انديشه شعاع كيست ؟
٤٣٠ ص
(١٣٥)
اثر شنيدن و ديدن در روان انسانى و ترجيح يكى بر ديگرى
٤٣٢ ص
(١٣٦)
علم اليقين حق اليقين عين اليقين
٤٣٧ ص
(١٣٧)
بحثى ديگر در يقين
٤٣٩ ص
(١٣٨)
مسئله يكم - آيا تحصيل يقين در بارهء شناسايىها و حركات زندگانى امكان پذير است ؟
٤٤٠ ص
(١٣٩)
مسئله دوم - آيا يقين با نظر به نقطهء قرارگاه انسانى يك پديدهء نسبى نيست ؟
٤٤٥ ص
(١٤٠)
مسئله سوم - آيا ارزش يقين ذاتى است ؟
٤٤٦ ص
(١٤١)
تفسير ابيات
٤٤٧ ص
(١٤٢)
به راه كردن يكى از آن دو غلام را و از ديگرى پرسيدن و باز گفتن او آن چه در وى است
٤٥١ ص
(١٤٣)
بگذاريد ديگران وضع روانى شما را باز گو كنند
٤٥٤ ص
(١٤٤)
انسان نمى تواند در بارهء خود روان كاوى نمايد
٤٥٥ ص
(١٤٥)
كسى كه بداند هر چه بدهد در مقابل چيزى خواهد گرفت او هرگز از جود و احسان نمى هراسد
٤٥٦ ص
(١٤٦)
تفسير ابيات
٤٥٧ ص
(١٤٧)
قسم خوردن غلام بر صدق و طهارت ظن خود
٤٦١ ص
(١٤٨)
آيه
٤٦٦ ص
(١٤٩)
باقى نگاه داشتن و به سوى خدا بردن عمل نيكو مهمتر از به جا آوردن آن است
٤٧٠ ص
(١٥٠)
آيا فرستادن پيامبران براى خدا واجب است يا مربوط به فضل و احسان او است ؟
٤٧١ ص
(١٥١)
1 - قاعدهء عدل
٤٧٢ ص
(١٥٢)
نظريهء چهارم - از محمد بن عبد الوهاب الجبايى است ،
٤٧٩ ص
(١٥٣)
عقايد اشاعره به طور اجمال
٤٨١ ص
(١٥٤)
تعريف لطف
٤٨٣ ص
(١٥٥)
نتايجى كه از قاعدهء لطف گرفته مى شود
٤٨٦ ص
(١٥٦)
مسئلهء دوم - آيا لطف براى خدا در بارهء بندگانش واجب است يا شايستهء يا هيچ يك از آنها ؟
٤٨٩ ص
(١٥٧)
تحقيقى در بارهء قاعدهء اصلح
٤٩٠ ص
(١٥٨)
بحثى در جوهر و عرض
٤٩٢ ص
(١٥٩)
جوهر و عرض چيست ؟
٤٩٣ ص
(١٦٠)
3 - آيا عرض مى تواند جوهر را تغيير بدهد ؟
٤٩٥ ص
(١٦١)
انديشه بنياد عمل است
٤٩٨ ص
(١٦٢)
چند مسئلهء مهم ديگر در بارهء كارهاى غايى
٤٩٩ ص
(١٦٣)
آيا براى خداوند در ايجاد جهان جريان كار غايى مزبور قابل تصور است ؟
٥٠١ ص
(١٦٤)
بار ديگر زير بناى فلسفهء هگل و تعاقب اعراض و جواهر
٥٠٥ ص
(١٦٥)
عرض و جوهر با روش تعاقبى روبناى هستى را تشكيل مى دهند
٥٠٧ ص
(١٦٦)
آيا خرد حكم مى كند كه به روى نيك و بد پرده انداخته شود ؟
٥٠٩ ص
(١٦٧)
با آفرينش جهان ، معلوم خداوندى به تحقيق مى رسد
٥١٠ ص
(١٦٨)
كار كنيد تا اسرار نهانى شما پديدار گردد
٥١١ ص
(١٦٩)
چگونه مى توانيد بدن را از حركت باز بداريد در صورتى كه روح شما دايماً در حال حركت و تحريك است ؟
٥١٣ ص
(١٧٠)
در جويبار تحول اثرى در دنبال سببى نمودار مى گردد خواه در اين جهان ، خواه در آن جهان
٥١٤ ص
(١٧١)
تفسير ابيات
٥١٥ ص
(١٧٢)
باز پرسيدن شاه حال از غلام ديگر
٥٢٥ ص
(١٧٣)
حيات مواد از درياى جان سرچشمه مى گيرد
٥٢٨ ص
(١٧٤)
نيروى انديشه عالىتر از نيروى جهان جسمانى است
٥٢٩ ص
(١٧٥)
ممكن است ميلياردها افراد انسانى به فرمان يك انسان به حركت در آيند و خود آن انسان محكوم يك انديشهء پنهانى بوده باشد
٥٣٠ ص
(١٧٦)
تفسير ابيات
٥٣١ ص
(١٧٧)
حسد بردن حشم بر آن بندهء خاص
٥٣٦ ص
(١٧٨)
روايت
٥٤١ ص
(١٧٩)
سحر تا چه زايد شب آبستن است آيا در اين زندگانى تنها آن چه را كه باغبان ازل كاشته است درو مى كنيم ؟
٥٤٢ ص
(١٨٠)
انسان در هر حال با نظر به قوانين جهان ، سيستم مجموع اجزاى هستى را به روى خود بسته مى بيند
٥٤٥ ص
(١٨١)
فايدهاى براى جهان وجود دارد ، اگر چه تو را از آن آگاهى نيست
٥٤٧ ص
(١٨٢)
دل انسانى كه رشد الهى خود را دريافت ، از هر موضوع مفيد فايدهاى و از هر علمى صفاى مخصوصى به خود مى گيرد
٥٤٨ ص
(١٨٣)
صورتهاى انسانها نمايشگاه اجزاى موجوديت آنها است چشم انسانى مى تواند از آن نمايشگاه معانى را دريابد
٥٤٩ ص
(١٨٤)
آيا در برابر عوامل دگرگون كنندهء درون بايستى مقاومت كرده از بروز آثار آنها در اعضاى ظاهرى جلوگيرى كنيم ؟
٥٥٠ ص
(١٨٥)
ريافه
٥٥٥ ص
(١٨٦)
اتفاق و اتحاد بالقوه ها را به فعليت مى رساند
٥٥٧ ص
(١٨٧)
مشرق خورشيد الهى سمتى ندارد اين مشرق را از افق ذرات او دريابيد
٥٦٠ ص
(١٨٨)
ارتباط صانع و صنع و مصنوع
٥٦١ ص
(١٨٩)
تفسير ابيات
٥٦٣ ص
(١٩٠)
گرفتار شدن باز ميان جغدان در ويرانه
٥٧٠ ص
(١٩١)
در زندگانى جايى به راد مردان در نظر بگيريد روزى فرا مى رسد كه آنها را نخواهيد ديد
٥٧٦ ص
(١٩٢)
هم جنس بودن موجودات منحصر به تشابه در شكل و ذات آنها نيست
٥٧٧ ص
(١٩٣)
در اشكال ظاهرى حقايق در جا نزنيد ، بلكه از آنها عبور كنيد و رو به حقيقت برويد
٥٨٠ ص
(١٩٤)
با ارتباط شديدى كه كالبد جسمانى با روح دارد ، هيچ تشابه و سنخيتى با يكديگر ندارند
٥٨١ ص
(١٩٥)
روح كل در نفوس جزئى اثر ايجاد مى كند ، در نتيجه نفوس جزئى نيروى ملكوتى بر خود مى گيرند
٥٨٣ ص
(١٩٦)
آيا حقايق چهارگانهء ( عقل كل ، جان كل ، روح كل ، نفس كل ) ماهيتهاى مختلفى هستند ؟
٥٨٦ ص
(١٩٧)
جهان هستى از يك جان بار دار مى شود
٥٨٧ ص
(١٩٨)
هر لحظه جهانى به وجود مى آيد
٥٨٨ ص
(١٩٩)
چگونگى افزايش يا تحول دايمى جهان و كميت آن را نمى توان توصيف كرد
٥٨٩ ص
(٢٠٠)
تفسير ابيات
٥٩١ ص
(٢٠١)
كلوخ انداختن تشنه از سر ديوار در جوى آب
٥٩٧ ص
(٢٠٢)
از ديوار ماديات هر لحظه خشتى برداريد
٦٠٠ ص
(٢٠٣)
تفسير ابيات
٦٠٥ ص
(٢٠٤)
فرمودن والى آن مرد را كه خار بن را كه نشاندهاى بر سر راه بر كن
٦١٠ ص
(٢٠٥)
روايت
٦١٢ ص
(٢٠٦)
دانهء خارهاى صفات پست كه در نفس ما پاشيده مى شود ، با گذشت زمان مى رويد و قوت مى گيرد و سر مى كشد ، اما ( خود طبيعى ) انسانى كه مى خواهد خارها را بكند رو به سستى و كاهش مى رود
٦١٣ ص
(٢٠٧)
آيا استحكام تدريجى ريشه ها مخصوص عادتها و صفات پليد است ؟
٦١٥ ص
(٢٠٨)
هر اندازه كه ريشهء يك صفت در انسان جاى گيرتر گشت انسان در مقابل آن صفت بىحستر خواهد شد
٦١٦ ص
(٢٠٩)
يك بحث مختصر در بارهء عادت
٦١٧ ص
(٢١٠)
مرحلهء اول عادت استعداد پذيرش
٦١٩ ص
(٢١١)
عادت به هر چيز ناشايست در ( من ) انسانى تضادى ايجاد مى كند
٦٢٣ ص
(٢١٢)
كردارهاى نيكو كه به جهت اعتياد حرفهاى ، نيكويى خود را از دست مى دهند
٦٢٤ ص
(٢١٣)
با يك توجه الهى جهشى كرده خوى پليد را از خود دور كن
٦٢٥ ص
(٢١٤)
راه سومى هم وجود دارد خار عادت پليد را به گلبن روح متصل بساز
٦٢٦ ص
(٢١٥)
در آن هنگام كه مى خواهيد شعله خانمان سوز نفس حيوانى را با آب معرفت خاموش بسازيد ، آتش نفس چك چك خواهد كرد ، نترسيد به آب پاشيدن ادامه بدهيد و اين شعلهء شخصيت سوز را خاموش كنيد
٦٢٧ ص
(٢١٦)
تفسير ابيات
٦٢٨ ص
(٢١٧)
در بيان معنى في التأخير آفات
٦٣٣ ص
(٢١٨)
آيه
٦٣٧ ص
(٢١٩)
روايت
٦٣٨ ص
(٢٢٠)
زنجير گرانبار تن پرستى را از خود باز كن و هر لحظه تازه باش
٦٣٩ ص
(٢٢١)
تيرى كه پرتاب شده است كمانش را بجوييد تا تير انداز نهانى را پيدا كنيد
٦٤٣ ص
(٢٢٢)
چشم خود را آلوده نكنيم تا حقايق را صاف و روشن ببينيم
٦٤٤ ص
(٢٢٣)
2 - مرحلهء بروز پديدهء روانى
٦٤٦ ص
(٢٢٤)
3 - مرحلهء بروز آثار جسمانى پديدهء روانى
٦٤٧ ص
(٢٢٥)
در تكاپو در راه عبوديت هرگز گمان نكنيد كه به مقصد رسيده ايد
٦٤٨ ص
(٢٢٦)
از هر نقطهاى كه عبور مى كنيد دو باره آن نقطه را نخواهيد ديد
٦٤٩ ص
(٢٢٧)
قانون عدم تكرار رويدادها با رجوع هر شىءاى به اصل خود منافات دارد
٦٥١ ص
(٢٢٨)
اگر از معرض حوادث بيرون رفتى ديگر تغير به تو راهيابى نخواهد داشت
٦٥٢ ص
(٢٢٩)
آن بانگ شگفت انگيز كه در درون انسانى طنين مى اندازد ( بحثى در وجدان )
٦٥٣ ص
(٢٣٠)
يك احساس عمومى در بارهء وجدان اخلاقى
٦٥٨ ص
(٢٣١)
وجدان تا وجود دارد بيدار است
٦٥٩ ص
(٢٣٢)
ارزش انجام تكليف استقلال ندارد ، بلكه از وجدان سر چشمه مى گيرد
٦٦٠ ص
(٢٣٣)
وجدان صداى خاموش ناشدنى
٦٦١ ص
(٢٣٤)
وجدان سدّ منحصر در مقابل هجوم اصل تنازع در بقاء
٦٦٤ ص
(٢٣٥)
نمونهاى از دو بىنهايت
٦٦٦ ص
(٢٣٦)
وجدان ، منعكس كنندهء صفات خداوندى
٦٦٧ ص
(٢٣٧)
كوه جامد دلها را متلاشى كنيد تا مهتاب الهى به تمام ذرات آن بتابد
٦٦٨ ص
(٢٣٨)
تمثيل در بيان خواندن آب ، آلودگان را بپاكى
٦٨٣ ص
(٢٣٩)
تفسير ابيات
٦٨٧ ص
(٢٤٠)
آمدن دوستان به بيمارستان جهت پرسش ذو النون مصرى
٦٩٠ ص
(٢٤١)
آيه
٦٩٢ ص
(٢٤٢)
آشوب و اختلال روانى خود را با شور و هيجان روحانى مردان خدا مقايسه مكن
٦٩٣ ص
(٢٤٣)
مردم عامى تحمل عظمت مردان خدا را ندارند
٦٩٤ ص
(٢٤٤)
چرا حسين بن منصور حلاج به دار آويخته شد ؟
٦٩٧ ص
(٢٤٥)
چگونه ( من ) هاى آدميان نمونهاى از حيوانات مى گردند ؟
٧٠٢ ص
(٢٤٦)
تفسير ابيات
٧٠٤ ص
(٢٤٧)
تفسير ابيات
٧١١ ص
(٢٤٨)
رجوع كنيد به حكايت ذو النون و مريدان او
٧١٣ ص
(٢٤٩)
تفسير ابيات
٧١٤ ص
(٢٥٠)
امتحان كردن خواجه زيركى لقمان را
٧١٦ ص
(٢٥١)
آيا حقايق از راه عقل درك مى شوند و سپس به قلب سرازير مى گردند ؟
٧١٩ ص
(٢٥٢)
( خود طبيعىات ) را رها كن آن گاه از ( من ايده آل ) عبور كرده به ( من ملكوتى ) نائل شو
٧٢١ ص
(٢٥٣)
تا چيزى ندهى چيزى نخواهى گرفت
٧٢٣ ص
(٢٥٤)
قاعدهء تبادل وجودى
٧٢٤ ص
(٢٥٥)
اگر ناچارى كه در تبادل چيزى را از دست بدهى مطابق قانون تزاحم ، اهم و مهم را در نظر بگير
٧٢٦ ص
(٢٥٦)
تفسير ابيات
٧٢٨ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت


فرا خواهد گرفت ، چون نوع بشر بالا مى رود بالتبع قشرهاى ته مانده نيز از منطقهء فلاكت بيرون مى آيند ، محو بىنوايى با يك ارتفاع سادهء سطحى صورت خواهد گرفت . » [١] ١٢٢ - « پيش راندنهاى عظيم دسته جمعى ، امور بشرى را اداره مى كنند و در يك موقع معين به حالت منطقى يعنى به تعادل ، يعنى به عدل سوقشان مى دهند ، نيرويى مركب از زمين و آسمان ، از بشريت حاصل مى شود و بر او حكمفرمايى مى كند ، اين نيرو يك نشان دهندهء معجزات است . » [٢] ١٢٣ - « و مى توان منتظر بود كه اين قدرت اسرار آميز ترقى در يك روز زيبا ، شرق و غرب را در قعر يك گور مواجه سازد و امامان را با بناپارت در داخل هرم بزرگ به مكالمه وادارد . » [٣] ١٢٤ - « عصيان از چه تركيب مى يابد ؟ از هيچ ، و از همه چيز ، الكتريسيته‌اى كه اندك اندك منبعث مى شود ، از شعله‌اى كه ناگهان بيرون مى جهد ، از نيرويى كه سر گردان است ، از نفحه‌اى كه مى گذرد ، اين نفحه در راه خود با سرهايى كه فكر مى كنند ، با دماغهايى كه رؤياهايى دارند ، با جانهايى كه رنج مى برند ، با سوداهايى كه در سوز و گدازند ، با بىنوايىهايى كه ناله مى كنند مصادف مى شود و همه را با خود مى برد . كجا ؟ به آغوش قضا و قدر - از ميان دولت ، از ميان قوانين ، از ميان شاد كامى و بىشرمى ديگران . » [٤] ١٢٥ - « چون حل همه كار به وسيلهء مراجعه به آراء همگان ، امرى كاملًا تازه است و همهء تاريخ مقدم بر اين امر ، از چهار هزار سال پيش مالامال از غصب حقوق زير دستان و از محنت ملل بوده است ، هر عصر تاريخ اعتراضى را كه براى او ممكن بوده همراه داشته است - در عهد قياصره شورشى وجود نداشت ، اما ژوه وه نال [ شاعر هجايى لاتين كه به مفاسد محيط خود به سختى و با نفرت حمله مى كرد ] بود . » [٥]



[١] بىنوايان ج ٢ ، ص ٣٣٦ و ٣٣٧ . .
[٢] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣٣٧ . .
[٣] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣٣٨ . .
[٤] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣٨٤ . .
[٥] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٣٩٠ . .