تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٣ - ذو القرنين كيست ؟
( تو گمان مى كردى كه آنان بيداراند ؟ در صورتى كه در خواب بودند ، ما آنها را به طرف راست و چپ بر مى گردانديم ، سگ آنان بازوان خود را در آستانهء آن غار دراز كرده بود ، اگر موضع آنها اطلاع پيدا مى كردى رو به فرار مى گذاشتى و از وضع آنان رعبى سر تا پاى تو را فرا مى گرفت ) .
« وَيَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي اَلْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْه ذِكْراً . إِنَّا مَكَّنَّا لَه فِي اَلأَرْضِ وَآتَيْناه مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً فَأَتْبَعَ سَبَباً . حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ اَلشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِنْدَها قَوْماً . قُلْنا يا ذَا اَلْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً ١٨ : ٨٣ - ٨٦ - « ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً . حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ اَلشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً . » ١٨ : ٨٩ - ٩٠ [١] ( از تو در بارهء ذى القرنين سؤال مى كنند ، بگو در بارهء ذى القرنين براى شما خاطرهاى خواهم گفت : ما او را در روى زمين متمكن ساختيم و از هر چيزى اسبابى براى او اعطا كرديم او با پيروى از آن اسباب حركت كرد هنگامى كه به غروبگاه خورشيد رسيد آفتاب را ديد كه در يك چشمهء گرمى غروب مى كند ، در همانجا گروهى را ديد ، ما به او گفتيم ذو القرنين تو مى توانى آنها را عذاب دهى و مى توانى با آنها رفتار نيكويى داشته باشى ، سپس به حركت خود ادامه داد و با پيروى از سببى كه به او داده بوديم به جايگاهى رسيد كه آفتاب از آن جا به گروهى طلوع مى كرد كه ميان آنها و آفتاب پردهاى قرار نداده بوديم ) .
ذو القرنين كيست ؟
در بارهء آيات مربوط به ذى القرنين تفسير و نظريات گوناگونى اظهار شده است آن چه كه قابل اطمينان و با ملاحظهء مجموع دلايل عقلى و نقلى معتبر به دست مى آيد اين است كه :
١ - اين مرد يكى از بندگان شايستهء خداوندى بوده است .
٢ - ذو القرنين براى اين شخص لقبى بوده كه در آن دورانها هم با همان لقب معروف بوده است .
[١] سوره الكهف ، آيهء ٨٣ تا ٨٦ و ٨٩ تا ٩٠ . .