تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٢ - تفسير ابيات
صورتها از چه زائيده مى شوند ؟ :
از انديشه ها .
پس همهء اين دستگاه هستى يك انديشه ( يك ايده ) از عقل كل است ، عقل كل مانند پادشاه و ساير صورتها فرستادگان او هستند .
اين عقل كل دو جهان را نمودار ساخته است :
جهان اول - جايگاه آزمايش و كار .
جهان دوم - جايگاه پاداش اعمال .
باز بر گردم و توضيح ديگرى در بارهء توليد شدن جواهر از اعراض بدهم :
جنايت يك عمل است ، عمل از مقولهء عرض است ، ولى اين عمل ( جنايت ) زنجير و زندان را توليد مى كند كه از جواهر مى باشند . خدمتكار تو خدمت شايستهاى انجام مى دهد ، اين خدمت كه از اعراض است به خلعت تبديل مى گردد كه جوهر است . مى دانى مثل تعاقب عرض و جوهر چيست ؟ لا بد آن مثل معروف تخم از مرغ و مرغ از تخم را شنيدهاى ، تعاقب عرض و جوهر هم از اين قبيل مى باشد .
غلام مى گويد : حال كه چنين است و تمام اعراض براى خود نتايجى دارند ، چرا اين نتايج آشكار نمى شوند تا ما آنها را ببينيم ؟ پادشاه جواب مى گويد : عقل كل مى خواهد نيك و بد در اين دنيا زير پرده پوشيده بماند ، حكمت اين پوشيده داشتن اين است كه اگر نتايج اعراض ( كارها ) آشكار شود كافر و مؤمن نمى توانند جز ذكر خداى متعال چيزى بگويند ، [ زيرا - نيكى نتيجهء ايمان و زشتى نتيجه كفر همه را به ايمان وادار مى ساخت ] .
اگر نتايج كارها ( اعراض ) آشكار مى شد ، ديگر غيبى در كار نبوده نقش دين و كفر بر پيشانى اشخاص مشاهده مى شد . در نتيجه نه بتى وجود داشت و نه بت پرستى ، و نيز كسى را جرأت تمسخر و زشت كارى نبود . در اين صورت جهان زندگى ما دنيا نبود ، بلكه همان رستاخيز بود كه همه چيز در آن فاش مى گردد و هيچ كس توانايى