تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
نخستين آيين قداس روحانيان اجرا شد فقط سرداب ( روم ) نبودند ، بلكه زير زمين دنيا بشمار مى رفتند ، زير ساختمان اجتماع ، اين اعجوبهء ويرانهء درهم ، حفره هايى از همه قبيل هست . آن جا معدن دينى ، معدن فلسفى ، معدن سياسى ، معدن اقتصادى ، معدن انقلابى وجود دارد . يكى با فكر حفر مى كند ، يكى با رقم كلند مى زند و آن ديگرى كلندى جز خشم ندارد . از يك دخمه كسانى را كه در دخمهء ديگر هستند صدا مى زنند و جواب مى شنوند - فرضيات باطل در اين مجارى تاريك جريان دارند . از همه طرف شاخه مى دوانند ، گاه با يكديگر مصادف مى شوند و دست برادرى بهم مى دهند ژان ژاك [ روسو ] مولف قرار داد اجتماعى كلندش را به ديو جانس [ ديوژن ] قرض مى دهد و فانوس او را به وام مى ستاند - گاه با يكديگر مى جنگند . كالون [ يكى از مصلحين دينى فرانسه ] سوچين [ پروتستان و مصلح ايتاليايى ] را از موهايش مى گيرد .
اما هيچ چيز و هيچ پيش آمد كشش و كوشش اين جمعيتها را سوى مقصود و فعاليت بزرگ و هماهنگى را كه در اين ظلمتها رفت و آمد مى كند ، بالا و پايين مى شود ، صعود و نزول دارد و به آهستگى بالا را به زير و بيرون را به درون تغيير مى دهد ، نه به پايان مى رساند و نه متوقف مى سازد ، چه درهم لوليدن عظيم و مجهول اجتماع از اين حفره ها كه سطحش را به حال خود وامى گذارد و درونش را هر دم دگرگون مى كند به زحمت آگاه است . به همان اندازه كه طبقات زير زمينى هست كارهاى گوناگون و استخراجهاى مختلف نيز هست . از همهء اين كاوشهاى عميق چه بيرون مى آيد ؟ آينده . » [١] ٩٤ - « هر چه بيشتر فرو رويد كارگران را بد بختتر مى بينيد [ در بارهء اين مسئله از نظر جريان طبيعى و بايستگى دقت بيشترى شود ] تا درجهاى كه فيلسوف اجتماعى مى تواند تشخيص دهد : كار خوب است و چون از اين درجه بگذرد مشكوك و مختلط مى شود ، قدرى پايينتر مخوف است ، در نقاط عميقتر ، اين گودالها ديگر قابل نفوذ
[١] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٧١ و ٧٣ . .