تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٣ - ٣ - آيا مى توانيم زمان را به واقعى و ايجادى و تصورى تقسيم كنيم ؟
( گذشته ، حال ، آينده ) هر سه نوع زمان ( واقعى ، ايجادى ، تصورى ) قابل تطبيق باشد .
زمان واقعى كشش و بروز تدريجى رويدادهاى جهان طبيعت است كه خواه ادراك كنندهاى وجود داشته باشد يا نه ، اين كشش و تدريج واقعيت دارد ، يعنى در جهان طبيعت همواره اول ريشه سپس درخت و شاخه بوده پس از آنها ميوه نمودار مى گردد .
اين رويدادها مانند خود جهان هستى واقعيت دارد ، خواه ما در بارهء زمان تصورى داشته باشيم يا نه . بهترين دليل اين پديده از زمان مسئلهء اشتياق يا كراهت از رسيدن رويدادها از آينده است كه شتاب و كندى زمان را دگرگون جلوه مى دهد و در عين نظم و قانون حوادث همان رويدادها را در موقع معين مى رساند ، براى توضيح مشروح اين مسئله بحث بعدى ( مسئله ٤ ) را با دقت مطالعه فرماييد :
زمان ايجادى - اين مسئله مسلم است كه ما به اضافهء پديده هايى كه ذهن ما آنها را مانند آيينه در خود منعكس مى سازد ، فعاليتهاى ديگرى داريم كه از مقولهء انعكاس و تصوير نمى باشند .
تجسيمات ذهنى از اين قبيل فعاليتها هستند ، شما مى توانيد مردى را كه نقش ژان والژان را بازى مى كند به عنوان ژان والژان حقيقى تجسيم كنيد ، در بىچارگىهايى كه در آن نقش پيدا است احساس ناراحتى كنيد ، هنگامى كه به نداى وجدان گوش مى كند عظمتش را دريابيد و . . . واضح است كه اين پديده ها در آن شخص كه نقش مى بندد واقعيت ندارد ولى ذهن شما به عنوان رويدادهاى واقعى آنها را مى پذيرد و تجسيم مى كند ، لذا مطابق هر يك از آنها اثر مناسبى ابراز مى دارد .
نوع ديگر از فعاليتهاى ايجادى ذهن ما تجريدهايى است كه روى حقايق انجام مى دهد . مثلًا افراد گوناگونى را ديده و يك مفهوم كلى را از آنها تجريد مى كند