تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩١ - تفسير ابيات
آرى آن گاه است كه تو مانند آفتابى خواهى گشت كه در فضاى پهناور واقعيات به گردش خواهى پرداخت .
در آن هنگام مى توانى با زير بناى جهان هستى كه كارگران واقعى دستگاه هستى اند تماس بگيرى ، زيرا جايگاه كاركن در پشت پردهء نمود كارخانه است . از آن جهت كه بنياد فعاليتهاى جهان هستى در ما وراى اين نمودها است ، در حقيقت صورت كار بنياد اساسى فعاليت را پوشانيده است ، لذا براى ديدن بنياد تمام فعاليت ورود در كارگاه پشت پرده لازم است . پس بدان جهت كه جايگاه كاركن در خود كارگاه است ، كسى كه بيرون از كارگاه باشد در حقيقت از كاركن غافل خواهد ماند .
اكنون كه اين حقيقت را دريافتى ، برو در كارگاه عدم ( ما وراى طبيعت ) تا بتوانى هم حقيقت كار را ببينى و هم فعال حقيقى ( خدا ) را مشاهده كنى .
روشنايى واقعى در درون خود كارگاه است ، به همين جهت بيرون كارگاه تاريكى محض خواهد بود .
فرعون خود پرست از آن جهت كه رو به هستى و نمود روى پردهء كارگاه بود ، لذا كارگاه حقيقى را نديد و چون ديده گان او از مشاهدهء واقعيات كارگاه كور بود ، گمان مى كرد مى توانست سر نوشتى را كه كارگاه هستى براى او مى ساخت و قضاى الهى را كه موجوديت او را تحريك مى كرد از موجوديت خود براند ، اما سر نوشت و قضا هر دو در نهانى بريش او مى خنديدند .
اين خود پرست صدها هزار كودك نوزاد بىگناه را كشت ، تا بتواند از به وجود آمدن موسى عليه السلام جلوگيرى كند و با اين تدبيرهاى كورانه سر نوشت را بر گرداند ، تا آن جا كه هزاران ستم و خون مردم را به گردن گرفت . با همهء اين فعاليتهاى فرعونى به كورى چشمش موسى عليه السلام از مادر زاييده شد و براى نابود ساختن او آماده گشت .
اگر فرعون كارگاه لا يزالى خدا را مى ديد ، دست و پايش در مقابل دقايق آن كارگاه خشك مى گشت و از كار مى افتاد .
او در بيرون از خانه مشغول كشتن كودكان مردم بود ، در صورتى كه موسى عليه السلام