تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
چنان كه از تواريخ بر مى آيد نسبت هر دو مرد به شخصيت برجستهاى منجر مى گردد . بنا به نقل فاضل محترم ارجمند كتاب ( بىنوايان ) [١] « ويكتور هوگو خود در نامهاى كه در ١٨٢٩ به بوردونه وزير داخلهء شارل دهم پادشاه فرانسه براى امتناع از دريافت مستمرى از اين پادشاه نگاشته است مى نويسد :
« در خانوادهء من كه از ١٥٣١ عنوان نجابت داشته است . . . » و نيز خود ويكتور هوگو ضمن بسيارى از آثارش به قدمت و اصالت خاندانش اشاره كرده مثلا در جلد اول بىنوايان از اسقف ( پتولماييس ) نام برده و او را عم بزرگ خود ناميده است .
بعد در قسمت ( واترلو ) ، در همين كتاب به مناسبت قلعهء ( اوگومون ) نزديك جنگ واترلو گفته است كه اين اسم اوگومون در زبان لاتين « هوگومون » است و اين ناحيه به اسم يكى از اجداد او نامگذارى شده است . » [١] پدر او هم ژنرال هوگوى معروف است .
جلال الدين مولوى نيز مطابق گفتار تذكره نويسان نسب درخشانى داشته و بنا به گفته شيروانى در ( بستان السياحه ) : « ابا عن جد از علماى نامدار و عالى مقدار و از فضلاى كبار آن ديار بودند . » عصر تولد هر دو شاعر تقريباً از دوره هاى پر غوغا بوده است ، ويكتور هوگو زمان تولد خود را چنين توصيف مى كند :
« اين قرن دو سال داشت ( از قرن نوزدهم دو سال گذشته بود ) رم جاى اسپارت را مى گرفت از زير جلد بناپارت ، ناپلئون ظاهر مى گشت قنسول اول بود ، اما پيشانى امپراطوريش اين نقاب تنگ را در هم مى شكست . در چنين موقع در بزانسون شهر قديم اسپانيايى ، مانند حبهاى در معرض يك تند باد از نژادى در عين حال
[١] آقاى حسين قلى مستعان . .
[١] بىنوايان ، ج ١ ص ١٠ ، شرح زندگى ويكتور هوگو به قلم آقاى مستعان . .