تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٦ - آيا حقايق چهارگانهء ( عقل كل ، جان كل ، روح كل ، نفس كل ) ماهيتهاى مختلفى هستند ؟
آيا حقايق چهارگانهء ( عقل كل ، جان كل ، روح كل ، نفس كل ) ماهيتهاى مختلفى هستند ؟
در اول مبحث گفتيم كه در مباحث مثنوى نمى توان به معانى متعددى در بارهء اصطلاحات چهارگانه بر خورد كرد . اكنون مى خواهيم اين مسئله را تا حدودى روشنتر بررسى كنيم : به نظر مى رسد كه ملاحظهء برترى عقل و جان و روح و نفس كه در قلمرو شناسايىهاى حسى و علمى مطرح مى شود ، از يك طرف ، در حالى كه چهار حقيقت مزبور مانند ساير حقايق جهان طبيعت مهمانان چند روزهاى بيش نيستند كه با طبيعت در تماس و از طبيعت متأثر مى گردند ، از طرف ديگر اين انديشه را به وجود آورده است كه بايستى حقايقى از سنخ ( عقل و جان و روح و نفس ) در مقام والاترى وجود داشته باشد كه نمودهاى جزئى آنها به آن مقامهاى والاتر مستند باشند : مثلًا :
١ - اگر اين حقايق در قلمرو جزئى قيافهء وسيلهاى داشته باشند در آن مقام عالى هدفهاى نهايى هستند .
٢ - اگر اين حقايق فعاليتهاى محدودى در قلمرو جزئى دارند ، در آن مقام عالى فعاليت آنها محدود مى باشد .
٣ - اگر قرار گرفتن اين حقايق در كشاكش تغيرات و تحولات از عظمت آنها بكاهد در آن مقام عالى داراى ثبوت و استقرار مى باشند .
٤ - اگر آميزش اين حقايق با نمودها و روابط طبيعى از حالت تجرد و ملكوتى آنها جلوگيرى مى كند ، در آن مقام عالى از تجرد كامل برخوردار مى باشند .
از نظر علمى خالص ما توانايى انكار اين دوگانگى در قلمرو پست و عالى را نمى توانيم منكر شويم ، زيرا ، تا كنون كوچكترين دليلى براى مطرود ساختن ايدهء ( عقل كل و جان كل و روح كل و حيات كل و نفس كل ) ديده نشده است . اگر كسى در مقام مطالبهء مورد مشابهى بر آيد مى توانيم دو قلمرو : سطح عميق شخصيت ، يا خود آگاه و ناخود آگاه را مثال بزنيم ، با درك اين دو قلمرو ما مى توانيم دو نقطهء پست و اعلاى حقايق