تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٢ - اثر شنيدن و ديدن در روان انسانى و ترجيح يكى بر ديگرى
((٨٥٩)) در شنود گوش تبديل صفات در عيان ديده ها تبديل ذات
اثر شنيدن و ديدن در روان انسانى و ترجيح يكى بر ديگرى در يكى از اشعار چنين آمده است :
شنيدن كى بود مانند ديدن ؟
در ابيات مورد تفسير ، جلال الدين نتيجهء فعاليت چشم را به گوش ترجيح مى دهد .
از مجموع ابيات سه دليل به دست مى آيد كه مى خواهد ترجيح ديدن را بر شنيدن اثبات نمايد :
١ - گوش دلال است و چشم اهل وصال ، زيرا - كار گوش شنيدن الفاظ و صداها است و مسلم است كه الفاظ و صداها هر چند روشن بوده باشند ، نمى توانند عين حقايق را براى ما قابل درك بسازند ، بلكه موجب انتقال ذهن انسانى به مفاد و مدلول خود مى باشند . مثلًا وقتى كه مى شنويم : ( امروز باران باريده است ) اين الفاظ موجب مى گردد كه مفاهيم ( امروز ) و ( باران ) و ( تحقق باريدن ) كه با لفظ ( است ) درك مى شود و در ذهن ما منعكس مى گردد . همچنين هنگامى كه اصوات زيبا يا نشاط انگيز يا اندوهبار را مى شنويم ، اين اصوات ما را به وسيلهء امواج خود به مداليل آن صداها منتقل مى سازد . پس در حقيقت شنيدن روبه رو شدن با خود حقايق نيست ، بلكه مانند دلال به واسطهء الفاظ و اصوات مفاهيمى را در ذهن ما وارد مى كند .
اما ديدن ، انسان را با خود حقايق ديدنى روبه رو مى سازد ، ما درخت را مى بينيم ، انسان را مى بينيم ، جنايت يا احسان را مى بينيم ، مانند اين است كه روان انسانى در موقع ديدن به وصال اين حقايق نائل مى گردد .
٢ - چشم صاحب حال و گوش اصحاب قال - از آن جهت كه در موقع ديدن ما