تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٨ - ملامت كردن مردمان شخصى را كه مادر را به تهمت بكشت ؟
همچنين شيوع فساد و فحشاء و دروغ و حقه بازى و زور گويى كاموران ، ريشه هاى عميقتر از آن دارد كه با چند قطعه شعر و مقاله و چند جلد كتاب بتوانيم در آنها نفوذ كرده و آنها را بخشكانيم .
براى توضيح بيشتر در بارهء اين مسئلهء حساس به بيان عوامل مقتضى و شرايط نمودهاى معلول نيازمنديم ، دقت بفرماييد :
هيچ جاى ترديد نيست كه چنان كه معلولات جهان طبيعى و انسانى به علل و انگيزه هاى خود وابسته مى باشد ، همچنان در يك ارتباط عمومى كه در دو قلمرو انسان و طبيعت حكمفرما است تمام نمودها با واسطه يا بدون واسطه به يكديگر مربوط مى باشند . بنا بر اين هنگامى كه مى بينيم يك علت يا يك نمود منشأ فساد و ناراحتىها است ، اگر به اين قناعت بورزيم كه تنها شرايط معين به فعليت رسيدن آن علت يا نمودى را كه فساد از آن ناشى مى گردد از بين ببريم .
اولًا منحصر ساختن فعليت يك معلول فاسد يا منحصر نمودن يك نمود فاسد به نمود فاسد ديگرى ناشى از ساده لوحى و بىاطلاعى ما از جريان هستى است ، مثلًا اگر بخواهيم حرارت غير عادى بدن يك فرد را از بين ببريم ، براى اين كار كافى نيست كه ما او را در يك اطاق خنك بنشانيم ، يا از آفتاب به هر وسيله كه باشد او را دور بسازيم ، چون حرارت و به فعليت رسيدن آن منحصر به گرماى آفتاب نيست ، زيرا تب هم به بدن انسان حرارتى مى آورد ، يا تقلاى زياد و تماس دادن عضو و ماليدن آن مثلًا به پشم ايجاد حرارت مى كند ، لذا كافى نيست كه ما براى از بين بردن حرارت بدن تنها از آفتاب دور شويم . پس بايستى علل واقعى حوادث را بررسى كنيم .
كيست كه بگويد اگر افراد انسانى و جوامع اين قانون منطقى را كه گفتيم مراعات مى كرد باز در همين تاريخ ننگ بار و پر از ناملايمات غوطه مى خورد ؟ مى توان از روى يقين گفت : اگر روزى فرا رسد كه جوامع و پيش تازان آنها مخصوصاً رهبران فكرى كه قواى اجرايى روى آنها محاسبهاى مى كنند ، در بارهء اين اصل تأمل و دقت بيشترى نموده و در پياده ساختن روش منطقى مزبور كوشش مخلصانه داشته باشند آن وقت