تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٣ - تفسير ابيات
پس بايد بدانيد كه صورت زيبا با خصلتهاى ناهنجار پشيزى ارزش ندارد و بالعكس ، اگر چه صورت ظاهرى انسان محقر و غير قابل پذيرش بوده باشد ، اگر خلق او نيكو باشد مى توانى جان در راه او فدا كنى .
تو انسانى ، تا كى مى خواهى با نقش سبو بازى كنى ؟ آخر از نقش سبو بگذر و خود سبو را هم ناديده بگير ، در پى آب باش كه حياتت وابستهء آن است .
عاشق صورت مباش ، ( زود گذر و محدود است ) معنى را بجوى ، زيرا صور ظاهرى در معرض فنا و نابودى بوده ، ولى عالم معنى ابديت دارد . تو صورتى از اين جهان مى بينى و از معناى آن غافلى ، آرى :
« يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا وَهُمْ عَنِ اَلآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ ٣٠ : ٧ . » [١] ( آنان فقط نمودى از زندگى دنيا را مى دانند ، ولى از آخرت [ پشت پردهء اين صورتها ] غفلت مى ورزند ) .
تو چرا به خود صدف كه جايگاه در است عشق مى ورزى ، صدف را كنار بگذار و در گران بها را به دست بياور .
اگر چه اين قالبهاى موجودات براى خود زندگى دارند ، ولى زندگانى آنها از درياى جان حيات خويش را كسب مى كنند . با اين حال هر صدفى گوهر ندارد ، براى به دست آوردن گوهر همهء صدفها را يك به يك بررسى كن و ببين در دل آنها چيست ؟ اگر تو مى خواهى به بزرگىهاى صورى متوجه شوى ، البته كوه هزاران بار از لعل بزرگتر است .
همچنين دست و پاى و موها و ساير اعضايت صد برابر مردمك ديدهء تست ، اما تو مى دانى كه هيچ يك از آن اعضا مانند ديدهء تو داراى ارزش نمى باشد .
كمى برويم بالاتر و به جهان مغز توجه كنيم ، يك انديشه مى تواند صد جهان را در يك دم سر نگون كند ، باز در وجود يك فرمانده بنگر او يك فرد است ، ولى صد هزاران افراد لشكر وابستهء فرمان او است ، چنان كه او نيز خود وابستهء يك انديشه مخفى در مغز مى باشد .
[١] سوره الروم ، آيهء ٧ . .