تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٨ - هم جنس بودن موجودات منحصر به تشابه در شكل و ذات آنها نيست
تا هم سنخ يكديگر باشند .
اگر سنخيت ندارند چگونه موجوداتى كه سنخيت با خدا ندارند از خدا صادر شدهاند ؟ اين اشكال مبتنى بر يكى از احكام قانون ( عليت ) است كه مى گويد : بايستى ميان علت و معلول سنخيت وجود داشته باشد .
جلال الدين براى بر طرف كردن اشكال فوق يك راه را انتخاب كرده است كه با بيانات گوناگونى در مثنوى مطرح شده است . اين راه همان است كه در ابيات فوق بيان مى دارد . او مى گويد : وقتى كه مى گوييم : فلان موضوع با موضوع ديگر تجانس دارد تنها در شكل و ذات آن دو موضوع منحصر نمى شود ، بلكه گاهى مى شود كه :
١ - دو حقيقت در ايجاد يك اثر به طور مشترك دخالت مى ورزند . مانند آب و خاك كه با يكديگر هماهنگ گشته و در توليد نبات اشتراك مى ورزند ، اگر ميان آب و خاك ارتباط جنسى نبود نمى توانستند هماهنگ شوند و اگر نتوانند هماهنگ شوند نمى توانند روييدنىها را برويانند .
٢ - باد با آتش ارتباط دارد ، زيرا ، باد آتش را تيزتر و شعله ور مى سازد . اگر ميان آن دو ارتباطى وجود نداشت ، باد نمى توانست اثرى در آتش ايجاد كند . همچنين هر گونه تبدلاتى كه در طبيعت صورت مى گيرد روى زمينهء تجانس مى باشد . در نتيجه ارتباطات حقايق با يكديگر منحصر به ارتباط و سنخيت در شكل و ذات نيست .
البته جلال الدين با اين توضيح و تمثيل مفهوم ارتباط و جنسيت را توسعه مى دهد و از انحصار در تجانسهاى شكلى و ذاتى بيرون مى آورد . موقعى كه مى خواهد نتيجه گيرى كند ، مى گويد : جنس ما از جنس خداوند نيست ( زيرا ، اصلا براى خدا جنسى وجود ندارد ) بلكه ارتباط ما با او ارتباط ذات با جلوهء ذات است و به قول عبد الرحمن جامى :
آن شاهد غيبى ز نهان خانهء بود زد جلوه كنان خيمه به صحراى وجود از زلف تعينات بر عارض ذات هر حلقه كه بست دل ز صد حلقه ربود