تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٤ - حقيقت و واقعيت
ما با آن روبه رو هستيم واقعيت نگذاريد اختيار با شما است .
اما هنگامى كه سقف خانه مى خواهد روى سر شما خراب شود فرار نكنيد اگر ميكربى خواست در بدن شما نفوذ كند به هيچ وجه در صدد معالجه بر نياييد بهتر اين است كه ما از اين مبحث كه به شوخى شبيه تر است تا معرفت ، بگذريم و بپردازيم به نمودار شدن واقعيتها براى ما . ما اين بررسى را تحت عنوان حقيقت و واقعيت قرار خواهيم داد :
حقيقت و واقعيت بحث در حقيقت و واقعيت به همين شكل يكى از مباحث جديد است كه تقريباً مى توان گفت : از محصولات فكرى قرن اخير است و از متفكرين كسى كه اين مبحث را بسيار عالمانه و جدى مطرح ساخته است آلفرد نورث وايتهد مى باشد كه در كتاب ماجراى ايده ها دو فصل ١٤ و ١٦ را تقريباً به همين مبحث اختصاص داده و مى توان گفت : مسئله را تا آن حدود كه معلومات قرن بيستم اجازه مى دهد به حد نصاب رسانيده است .
اگر بخواهيم ريشهء اين مسئله را در قيافهء ديگر به دست بياوريم ، مجبوريم باز قرنهاى متمادى به عقب بر گشته متفكرين دوران باستانى يونان را به نظر بياوريم كه اين مسئله را به طور سطحى منظور نموده و در سخنان آنها دو مقوله ى شىءاى براى من و شىءاى براى خود با يك تمايزات جزئى از يكديگر تفكيك شدهاند ، اما در فرهنگ اسلامى به طور عمومى مى بينيم كه دو قلمرو تا حدود نهايى از يكديگر جدا شده است و مقصود از جدايى اين نيست كه حقيقتاً شىءاى براى من مانند يك نمود فيزيكى و شىءاى براى خود مانند يك نمود فيزيكى ديگر از يكديگر متمايز گشتهاند ، بلكه فقط از نظر معرفت و شناسايى اين دو قلمرو دو حساب جداگانهاى پيدا كردهاند . اگر بخواهيم معارف مستقيم فرهنگ اسلامى را منظور كنيم ، مى بينيم در قرآن مجيد آيهء ذيل وجود دارد كه مى گويد :