تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٣ - گرفتار شدن باز ميان جغدان در ويرانه
آيه
حوادث موجود با عظمتى را در ميان موجودات پست مى اندازد اين موجودات پست گمان مى كنند كه موجود با عظمت خيال شركت در زندگى با آنها را داشته و مى خواهد مزاحم آنها باشد
آيه « يا أَيَّتُهَا اَلنَّفْسُ اَلْمُطْمَئِنَّةُ . اِرْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً . فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَاُدْخُلِي جَنَّتِي . » ٨٩ : ٢٧ - ٣٠ [١] ( اى نفس مطمئنه [ اى نفس كه به آرامش مطلوب خود رسيدهاى ] در حالى كه تو از خدا راضى و خدا از تو خشنود است به سوى خدايت بر گرد ، در گروه بندگان وارد شده و به بهشت برين داخل شو )
((١١٣٦)) ولوله در جغدان كه ها باز آمد تا بگيرد جاى ما
حوادث موجود با عظمتى را در ميان موجودات پست مى اندازد اين موجودات پست گمان مى كنند كه موجود با عظمت خيال شركت در زندگى با آنها را داشته و مى خواهد مزاحم آنها باشد دستهاى از قورباغه ها در يك گودى محقرى در بيابان كه آب باران آن را به صورت حوضچهاى در آورده بود زندگى مى كردند ، روزگار خوشى داشتند ، روزى براى گردش و پيدا كردن غذا به بيابان رفته بودند ، شامگاه كه بر گشتند هوا صاف بود و عكس تودهء كهكشان در آب زلال حوضچه منعكس گشته بود .
آن كهكشان كه عكس خود را در آب منعكس كرده بود ، چه بود ؟ و قورباغه ها چه فكر مى كردند ؟ قورباغه ها با تمام اطمينان و يقين آن نقطه هاى زرين را كه در سطح آب نمودار شده بودند ، ذرات ناچيزى از خس و خاشاك يا ريزه هاى برگهاى متلاشى شده يا جانداران محقرى مى دانستند كه در نبودن آنها آمده سرزمين آنها را اشغال كرده اند
[١] سوره فجر ، آيهء ٢٨ تا ٣١ . .