تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - تفسير ابيات
گاهى ديده مى شود كه سخن گويان در بروز اين گونه حالات مى گويند : بلى ، ديگر در همين جا توقف مى كنيم ، زيرا - مطالب ريشه دارى وجود دارد كه نمى توان آنها را به زبان آورد يا با سخنانى از اين قبيل عذر سكوت خود را توضيح مى دهند .
اما عامل برونى را در ابيات فوق چنين توضيح مى دهد كه شنوندگان من كه در باره صوفى مهمان خاطراتى اندوخته بودند اكنون ذهنشان به همان خاطرات منعطف شده و مى خواهند دو باره در بارهء آن مرد الهى به سخن گفتن بپردازيم .
تفسير ابيات همه ما ديدهايم كه دريا در حال جر و مد ( جزر و مد ) گاهى كفهايى با خود مى آورد ، اگر اين كفها داراى اجسام با مقاومت باشند مانع از جلو رفتن امواج مى شوند .
اكنون بشنو كه مانع پيش رفت ما در مبحث فوق چه بود ؟ اين مستمعان بودند كه ذهنشان به سوى صوفى مهمان منتقل شد و در بارهء داستان آن مرد الهى تا گردن غوطه ور گشتند .
ما هم لازم مى بينيم كه مطابق خواست شنوندگان بر گرديم و براى توصيف حال انسانى همان افسانه را تعقيب كنيم . ما كه در بارهء آن مرد الهى صحبت خواهيم كرد متوجه باشيد كه با صورت و ظاهر او كارى نخواهيم داشت ، زيرا - سر و كار داشتن با صورت مانند مشغوليت كودكان با گردو و مويز است . تو كه گام در راه شخصيت انسانى بر مى دارى از اين گردو و مويز فريبا دست بردار . آرى جسم مادى ما و خواسته هايش همانند كودك و مويز و گردو است ، بياييد در اين راه بكوشيم كه من را به مراتب عالى انسانيت متوجه كنيم و او را از اين علايق پست نجات بدهيم . اگر ديديم كه از قدرت ما ساخته نيست به اين حقيقت متوجه شويم كه خداوند بزرگ از راه اكرام و انعام مى تواند دست ما . باز در اين مورد مى بينيم جلال الدين يك حالت را بگيرد و از مزاياى فريبنده نجات بدهد .