تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨١ - عقايد اشاعره به طور اجمال
سپس مى گويد : هر گاه كسى بگويد : آيهء مزبوره دلالت دارد بر اين كه اگر خداوند با مشيت خود آنان را به ايمان وادار كند ، ايمان آنها از روى كراهت خواهد بود . در جواب اين اعتراض مى گويد : بنا به توهم شما اگر خداوند مطابق آن آيه كه مى گويد :
« و لو بسط الله الرزق لعباده لبغوا فى الارض » .
( اگر خداوند معيشت مردم را افزايش بدهد گمراه شده و تعدى خواهند كرد . ) تعدى آنان نيز از روى كراهت خواهد بود .
پس از بيان اعتراضات و پاسخها بالاخره بدون نتيجهء روشنى سخن خود را پايان مى دهد و روشن نمى كند كه آيا براى خداوند لازم است كه مردم را در بارهء هدايت مشمول لطف بسازد يا نه ؟ در فصل هدايت و ضلالت هم جريان امور هدايت را بيان نموده و چيز ديگرى نمى گويد .
اين بود حاصل مقدارى از عقايد معتزله و اشاعره در باره ( قاعدهء لطف ) كه ضمناً قاعدهء صلاح و ( اصلح ) را هم متذكر شدهاند . ما مجموع عقايد آنها را در چند شماره خلاصه مى كنيم :
عقايد اشاعره به طور اجمال ١ - قانون عدل به هيچ وجه براى خداوند حتم و لازم نيست .
٢ - قاعدهء لطف خدا در بارهء بندگان ضرورى نيست اگر چه ممكن است مطابق تفضل و احسان خود رفتار نمايد .
٣ - قاعدهء صلاح و اصلح هم مانند دو قاعدهء فوق براى خدا لازم المراعاة نيست .
٤ - خداوند به هيچ وجه ستمكار نيست .
٥ - بر انگيختن پيامبران به خدا واجب نيست ، اما اگر آنها را براى هدايت مردم بر انگيخت ، واجب است كه آنان را با معجزات تأييد نمايد ، ولى ضمناً نمى گويند : خداوند نمى تواند عدل و لطفى داشته باشد ، بلكه مى گويند براى او واجب نيست .