تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - ذو القرنين كيست ؟
فوراً بايستى اين مسئله را مطرح كنيم كه شما خودتان را چگونه تفسير كردهايد ؟ شما چه درك مى كنيد و چه مى خواهيد ؟ با پاسخ به دو سؤال مزبور بدون شك سؤال اولى نيز پاسخ داده خواهد شد ، روى اين ترتيب بايستى به اين مطلب توجه كامل داشته باشيم كه اگر خواسته ها و تمايلات و ادراكات ما در باره جهان نتواند از ( خود طبيعى ) و وسايل تقويت آن تجاوز كند دنيا هم براى ما به صورت برزخ خواهد در آمد كه جهان سايه ها و اشباح محض است .
دنيا براى ما در آن صورت قيافهء لعب و لهو و لغو و تفاخر به امور ناچيز خود را مطرح خواهد كرد .
اگر خواسته ها و تمايلات و ادراكات ما توانسته است از ( خود طبيعى ) تجاوز كرده به رشد ( خود انسانى ) خويش برسد ، در اين صورت دنيا براى ما عالىترين جايگاه است كه مى توانيم شالودهء ابديت خود را در همين دنيا پى ريزى كنيم و به همين جهت بود كه امير المؤمنين عليه السلام در پاسخ كسى كه دنيا را مذمت مى كرد و آن را بسيار ناچيز مى شمرد فرمود : چرا دنيا را ملامت مى كنى ؟ مگر دنيا چيست كه براى تو ناهنجار جلوه كرده است ؟ دنيا با وضع طبيعى مخصوص به خود براى هر فردى به طور كافى اسباب ترقى و تنبه دارد ، اينجا معبد اولياء الله است و همين جا جاى سوداگرى بسيار عظيمى است تا شما چه بخواهيد .
بنا بر اين نظر حتى نمى توانيم بگوييم : تنها دنيا برزخ است ، بلكه مى توانيم بگوييم : دنيا بهشت است ( براى گروهى ) و جهنم است ( براى گروه ديگر ) و برزخ است ( براى گروه سوم ) و اين كه همواره در منابع اسلامى و در آثار معتبر مى بينيم دنيا مورد ملامت قرار گرفته است ، اين ملامت به طور مطلق نيست ، بلكه با نظر بروش معمولى انسانها است كه از اين جايگاه غير از خور و خواب و خشم و شهوت هدفى را منظور نكردهاند و دليل اين حقيقت اين است كه در آيات زيادى زندگانى با ايمان در اين دنيا را كه ارزيابى منطقى در مزاياى آن انجام مى گيرد » حيات طيبه « معرفى كرده است و مى دانيم كه زندگانى لهو و لعب و لغو را نمى توان » طيبه « معرفى كرد .