تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٣ - اگر حس طبيعى به حس الهى منقلب شود و آن حس آيات خدايى را در هستى ببيند نتيجه آن عالىترين اطاعت خواهد بود
بتوانيم بايستى از مدارك اوليه بهره بردارى كنيم .
اين مسئله را براى آن مطرح ساختيم كه مثلًا ما نبايست نظريات معتزله را در باره عقل به طور مطلق محكوم كنيم ، بلكه چنان كه خود جلال الدين هم بارها از عقل نظرى در قلمرو مربوط به خود طرفدارى كرده و آن را كاملًا تأييد مى كند . او هنگامى عقل جزيى را مورد انتقاد قرار مى دهد كه مى خواهد به مفاهيم و اصول عالى مربوط به ما وراى طبيعت وارد شود و چون عقل جزيى با آن وسايل كه دارد نمى تواند در آن قلمرو مانند نمودهاى طبيعت حكومت كند ، لذا انتقاد از آن بسيار شايسته خواهد بود .
خلاصه بايستى در تفصيل نظريه صاحبان عقايد كاوش بيشتر كرده و صحيح و باطل آن را از يكديگر تفكيك كنيم .
هر كه از حس خدا ديد آيتى در بر حق داشت بهتر طاعتى
اگر حس طبيعى به حس الهى منقلب شود و آن حس آيات خدايى را در هستى ببيند نتيجه آن عالىترين اطاعت خواهد بود حس انسانى مطابق درجاتى كه در تكامل خود مى بيند به فعاليت مى پردازد ، مادامى كه حس انسانى از نمودهاى پيرامون انسان طبيعى تجاوز نكرده است هرگز نمى تواند در مقام اطاعت و گرايش شايسته وارد شده و به پيشگاه شامخ ربوبى نائل شود .
هنگامى كه شخصيت دريافت كننده انسانى به كمال مى رسد ، حواس او نيز در دريافت خويش عالىتر و بهتر فعاليت مى كند تا جايى كه حس مفروض رنگ الهى بر خود بگيرد ، آن گاه مى تواند با تمام موجوديت خود در راه اطاعت خداوندى گام بر دارد و انسانيت انسان هم وابسته بامكان دارا بودن به همين حس خدايى است و الا ميان انسان و حيوان بلكه ساير موجودات تفاوتى نبود تا خداوند او را مورد توجه