تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٥ - بياييد زنگارهاى تمايلات حيوانى را از آيينهء دل پاك كنيم تا هم نقش و هم نقاش را ببينيم
اندوخته هاى روانى آن شخص كارى نداريم كه منشأ حقيق اين ادعاهاى حق بجانب چيست ؟ آيا تقليد است ؟ آيا براى سود شخصى خود مى گويد ؟ آيا تنها بلذت روانى آن ادعا جلب شده است ؟ آيا اصلا مى فهمد چه مى گويد ؟
((٧٢)) آينهء دل چون شود صافى و پاك نقشها بينى برون از آب و خاك
((٧٣)) هم ببينى نقش و هم نقاش را فرش دولت را و هم فراش را
بياييد زنگارهاى تمايلات حيوانى را از آيينهء دل پاك كنيم تا هم نقش و هم نقاش را ببينيم چه اصل عالى است كه جلال الدين تذكر مى دهد و چه اندازه در پيش رفت انسانى به مقام والاى انسانيت مؤثر است - اين توصيه را كه با شيرينترين الفاظ در اختيار ما مى گذارد .
توضيح اين مطلب اين است كه در دنيا اغلب افراد به طور ناخود آگاه با درك حقايق سر و كار دارند ، زيرا - اين يكى از مختصات انسانى است كه جهان را ببيند و آن را درك كند .
اگر هم تمايل روانى به اين درك و در يافت نشان ندهد ، ضرورتهاى زندگى به طور اجبار او را به اين كار وادار خواهد كرد ، ولى چيزى كه هست اين است كه هنگامى كه آيينه را نشان بدهد و هر چه كه جسم مفروض به آيينه نزديكتر باشد سطح آيينه را با نمود خود پر كرده جايى براى نشان دادن چيز ديگر باقى نخواهد گذاشت . هر چه كه جسم دورتر از آيينه قرار بگيرد اين مزيت را دارد كه وسعت نشان دهى آيينه بيشتر خواهد گشت ، ولى باز همان را نشان خواهد داد كه با آن مواجه مى باشد .