تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١١ - ٢ - ولايت تكوينى تعيينى
اين قسم ولايت است ، از نظر مدارك اسلامى قابل پذيرش بوده ، بلكه چنان كه ديديم منابع اسلامى اين گونه اشخاص را اولياء الله مى نامد .
اگر مقصود او از » امام حى قايم « اصطلاح مخصوص است كه در عقايد اسلامى مطرح است و او را به عنوان شخصيت تعيين شده الهى مى پذيرند ، صحيح نمى باشد ، براى توضيح اين مطلب قسم دوم از ولايت تكوينى تعيينى را مورد بررسى قرار مى دهيم :
٢ - ولايت تكوينى تعيينى اين نوع ولايت تكوينى مطابق مدارك اسلامى اكتساب نمى باشد ، بلكه مطابق مصالحى كه پشت پرده بوده و خداوند متعال به آنها دانا است ، تنها اشخاص معينى هستند كه اين مقام والا را حيازت مى كنند ، اين ولايت منحصر در پيامبران عظام و جانشينان آنها مى باشد . از دو آيهء شريفه در قرآن مجيد اين قسم از ولايت استفاده مى شود :
١ - « الله أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه . » ٦ : ١٢٤ [١] ( خداوند مى داند كه رسالت خود را در چه موردى قرار بدهد ) .
٢ - « وَلكِنَّ الله يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِه مَنْ يَشاءُ . » ٣ : ١٧٩ [٢] ( ولى خدا از پيامبرانش كسى را كه بخواهد بر مى گزيند ) .
در روايات هر دو گروه مهم اسلامى ( شيعه و اهل سنت ) روايت ذيل نقل شده است :
« الخلفاء من بعدى اثنا عشر كلهم من قريش « [٣] ( جانشينان من پس از من دوازده نفراند و همهء آنها از قريش مى باشند . )
[١] سوره انعام ، آيهء ١٢٤ . .
[٢] سوره آل عمران ، آيهء ١٨٩ . .
[٣] بخارى در صحيح چاپ مصر ج ٤ ر ١٧٥ به جاى خليفه امير نقل كرده است . . صحيح ترمذى ج ٢ ص ٤٥ چاپ هند - با لفظ و صحيح مسلم ج ٢ ص ١٩١ چاپ مصر با لفظ خليفه . باز صحيح مسلم در كتاب » امارت « با كلمهء مرد . باز در همين باب با لفظ خليفه صحيح ابى داود ج ٢ ص ٢٠٨ چاپ مصر با لفظ خليفه . تاريخ بغداد ج ٢ ص ١٢٦ چاپ سال ١٣٤٩ و مسند احمد بن حنبل با لفظ خليفه . احمد بن حنبل مسئله خلفاى دوازده گانه را با ٣٤ سند از جابر بن عبد الله نقل كرده است . مستدرك صحيحين ج ٣ ص ٦١٨ با كلمهء خليفه . و با نظر به زيادى روايات در اين موضوع مى توان گفت روايات متواتر است . .