تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥١ - آرى همين موجودات براى گروهى سدى است غير قابل نفوذ و بگروه ديگرى درى است به بارگاه حقيقت
((١٦٦)) با تو ديوار است و با ايشان در است با تو سنگ و با عزيزان گوهر است
آرى همين موجودات براى گروهى سدى است غير قابل نفوذ و بگروه ديگرى درى است به بارگاه حقيقت بياييد كمى در اين مسئله دقت كنيم كه چگونه مى شود جهان طبيعت براى گروهى آن چنان بسته باشد كه گويى يك ديوار آهنينى است كه قابل هيچ گونه نفوذ نيست ، در همان حال براى گروه ديگر دريچه هايى است كه انسان مى تواند از آن دريچه ها بىنهايت را نظاره كند و از راه همان دريچه ها با پشت پردهء طبيعت در تماس دايمى بوده باشد ؟ آرى چنين است و جهان هستى براى هر يك از دو گروه مزبور قيافهء مشخص و موجوديت متمايز دارد .
بگذاريد با يك مثال اين حقيقت را روشن كنيم : در يك بيابان راه مى رويم و كودكى همراه ما است ، به دامنهء كوهى مى رسيم كه پشت آن كوه را نمى بينيم . اين كوه براى كودك آن چنان سد مستحكمى است كه به هيچ وجه احتمال نمى دهد كه در پشت اين كوه بيابانها و كوه هاى ديگر سر به فلك كشيده و درياهايى مواج گسترده و چمنزارها و هامونها وجود داشته باشد و اگر احتمال بدهد از آن جهت كه كوه مقابل به نظر او يك پارچه جلوه مى كند در درون خود مى گويد : چگونه مى توان از اين كوه گذشت و به آن سوى كوه رسيد ؟ اما ما كه از آن طرف كوه اطلاع داريم و ما كه راه عبور از اين كوه را مى دانيم بدون كوچكترين انديشه و خيال راه خود را در پيش گرفته جلوتر مى رويم و كوه را در پشت سر مى گذاريم .
آرى اين جهان با عظمت براى گروهى كه شايد اكثريت قاطع را تشكيل مى دهند