تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٧ - تمثيل بر حقيقت سخن و اطلاع بر كشف آن
((٧٥٩)) كار كن در كارگه باشد نهان تو برو در كارگه بينش عيان
((٧٦٠)) كار چون بر كار كن پرده تنيد خارج از آن كار نتوانيش ديد
براى افكار معمولى تمام حقايق و جريانات جهان هستى در قلمرو هستى كه ما در آن قرار گرفتهايم مشغول كار مى باشند ، يعنى تمام ماده و جلوه ها و فعاليتهاى آن را مستند به همين جهان مى دانند ، ولى اين اشتباهى است كه از عدم انديشهء دقيق ناشى شده است . كارگاه واقعى اين جهان هستى در ما وراى اين صورتها و جريانات طبيعى است .
ناصر خسرو مى گويد :
آسيايى راست است اين آبش از بيرون اوست من شنيدستم به تحقيق اين سخن از راستى آسيابان را ببينى گر از او بيرون شوى و اندر اينجا هم ببينى چشمت ار بيناستى
مضمون دو بيتى كه از ناصر خسرو نقل كرديم ، تقريباً همان مطلب است كه جلال الدين مى گويد :
مقصود جلال الدين از آن كار كن كه پرده بر خود تنيده است قوانين پشت پرده است نه موجود برتر كه آفرينندهء هستى است و در حقيقت همان آسيا است كه در بيرون از اين دستگاه به قول ناصر خسرو مشغول كار بوده و نمودهاى خود را مانند آبى كه از آسيا بيرون مى ريزد در اين جهان آشكار مى سازد .
اين مضمون را جلال الدين در ابيات ديگر چنين گفته است :
سنگ بر آهن زنى آتش جهد هم به امر حق قدم بيرون نهد