تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
ستيزه كند سخت جانيش قطعى خواهد شد و اگر تسليم آن شود بايد بر بغضى كه اعمال ديگر آدميان جانش را طى ساليان دراز با آن انباشته است و اين مايه خوش آيندش است پشت پا زند ، كه اين دفعه يا بايد قطعا غلبه كند و يا يك سره مغلوب شود و اينك مبارزه ، مبارزهاى عظيم و قاطع بين شر وجود او و خير وجود آن مرد در گرفته است . » [١] ٣٨ - « فانتين يكى از موجوداتى بود كه به اصطلاح از قعر تودهء ملت سر بر مى آورند چون از مجهولترين ظلمتهاى اجتماع بيرون آمده بود بر پيشانى علامت بىنشانى و ناشناسى را مرتسم داشت . » [٢] در توصيف قهوه خانه چى بنام تنارديه و زنش مى گويد :
٣٩ - « اينان از طبايع رذلى بودند كه اگر اتفاقاً آتش تيرهاى گرمشان كند به آسانى غول آسا مى شوند ، در ذات اين زن ريشهء توحش و در طبيعت اين مرد يك نسج گدايى وجود داشت . هر دو براى ترقيات زشتى كه در جهت بدى امكان پذير است عالىترين درجهء لياقت را داشتند . در عالم يك نوع جانهاى خرچنگ صفت وجود دارند كه پيوسته به قهقرا سوى ظلمت مى روند و در دوران زندگى بىآن كه قدمى پيش گذارند به عقب بر مى گردند ، تجربه را براى افزودن بر شناعتشان به كار مى برند ، پيوسته بدتر مى شوند و بيش از پيش خويشتن را به سياهى متزايدى مى آلايند . اين زن و اين مرد از اين گونه نفوس بودند .
تنارديه به ويژه از حيث قيافه موجب تصديق هر قيافه شناس مى شد . براى اجتناب از بعضى اشخاص يك دفعه ديدنشان كفايت مى كند ، احساس مى شود كه از هر دو سر ظلمانى اند اينان از پشت سرشان مضطرب و از پيش رو تهديد آميزند ، مجهولى در نهادشان وجود دارد ، شنيدن يك كلمه از اين اشخاص يا ديدن يك حركت از آنان كافى است كه شخصى بتواند اسرار تيرهاى در زندگانى گذشته شان و معماهاى تيرهاى در آينده شان احساس كند . » [٣]
[١] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٢٨٤ . .
[٢] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٣٠٤ . .
[٣] بىنوايان ، ج ١ ، ص ٣٤٠ . .