تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - ٣ - آيا مى توانيم زمان را به واقعى و ايجادى و تصورى تقسيم كنيم ؟
درون خود درمى يابيم و گذشته و آينده دو مفهوم خشك از حقيقت جاريهء زمان مى باشند ؟ آن چه كه مى توان به آسانى پذيرفت اين است كه بگوييم : زمان حقيقى همان ( كشش متصل در جريان است ) كه در حالهاى حاضر ( لحظه ها ) دريافت مى شود ، اما گذشته و آينده و درك پيوستن حادثهء فعلى به پايان گذشته و آغاز آينده مفاهيم خشكى از زمان هستند كه ذهن مطابق خاصيت تجريدى خود توانايى انتزاع و درك آنها را دارد ، اما نبايستى ما به اين زودى مطلبى را بپذيريم كه ذهن آسايش طلب ما دستورش را مى دهد . آيا اين سؤال در اين مورد مطرح نيست كه اگر ما حقيقتاً گذشته و آينده را در درون خود مجسم نكنيم ، حال حاضر ( لحظهء حاضر ) براى ما حقيقتى نخواهد داشت ؟ چنان كه اگر براى ما دو طرف يك خط و لو به طور نسبى مطرح نباشد چگونه مى توانيم براى آن ، نقطه يا نقاط وسط تصور كنيم ؟ براى بررسى و پاسخ به اين سؤال مسئلهء سوم را در نظر بگيريم كه ذيلًا بيان مى كنيم :
٣ - آيا مى توانيم زمان را به واقعى و ايجادى و تصورى تقسيم كنيم ؟
آن كشش متصل در جريان را كه زمان ناميديم در درون خود احساس مى كنيم ، اين است زمان واقعى وانگهى ما مى توانيم زمان را در درون خود كوتاه يا دراز كنيم ، يا به عبارت كلىتر ( من ) چنان كه مى تواند فعاليت كرده اراده هايى بسازد ، تصميم را ايجاد كند ، همچنان مى تواند كشش متصل در جريان را بسازد ، آن را كوتاه ( مثلًا يك لحظه ) يا دراز ( مثلًا يك سال ) كند يا كندتر و سريعتر بسازد . به اضافهء دو قسم فوق ، مفهومى از زمان را مانند مفهومى از اجسام و فضا تصور كند ، البته اين تقسيم سه گانه براى زمان ممكن است مشكلاتى را حل و فصل كند .
مثلًا در دو مسئلهء فوق مى توان گفت : در هر يك از نمودهاى سه گانه