تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٠ - باقى نگاه داشتن و به سوى خدا بردن عمل نيكو مهمتر از به جا آوردن آن است
((٩٤٤)) شرط من جا بالحسن نى كردن است بل حسن را سوى يزدان بردن است
باقى نگاه داشتن و به سوى خدا بردن عمل نيكو مهمتر از به جا آوردن آن است ريشه دار بودن هر عمل را خواه نيكو و خواه زشت از خود عمل نمى توان درك كرد ، زيرا - عوامل و انگيزه هاى فراوانى براى كار و حركت در پيرامون ما به وجود مى آيد و ما كار را انجام مى دهيم ، اين عوامل گاهى به قدرى بىپايه و سست است كه اگر در موقع ديگر يا براى افراد ديگر مطرح مى گشت ، كار مفروض را انجام نمى دادند .
گاه ديگر به جهت عدم اعتدال روانى كه بر ما عارض مى شود خود را در مقابل انگيزه ها مى بازيم و كار را انجام مى دهيم . گاهى احساسات آن چنان ما را در خود فرو مى برد كه توانايى انديشهء منطقى را از ما مى گيرد . بنا بر اين ما نبايد هرگز به نمودار شدن عمل از انسان كفايت كنيم ، بلكه بايستى دقت كنيم تا ببينيم ، اين عمل از روى چه عاملى به وجود آمده است ؟ اگر در موقع انجام همين عمل انگيزهاى براى ترك آن عمل وجود داشت كدام يك از دو انگيزه را ترجيح مى داديم ، نيز در انجام عمل مفروض چه اندازه خود طبيعى و چه مقدار خود انسانى مؤثر بوده است ؟ و ده ها ملاحظات ديگر كه براى كشف علل و نتايج و چگونگى صدور كار مى توان در نظر گرفت .
با اهميتتر از همهء ملاحظات و ارزيابىهاى فوق مسئلهاى است كه جلال الدين مطرح كرده است .
آيا اين عمل كه انجام شده است داراى آن چنان اصالت هست كه بتوانيم آن را به پيشگاه ربوبى عرضه كنيم ؟ براى اين كه عملى آن چنان خلوص و شايستگى داشته باشد كه بتواند در قلمرو