تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٩ - تفسير ابيات
مى دانى كه بالاخره روزى پيك اجل از در فرا مى رسد و حواس تو را از كار مى اندازد ؟ آيا براى جان خود نورى اندوختهاى كه يار و ياور دل تو باشد ؟ در آن هنگام كه خاكهاى تيرهء گور چشمان تو را مالامال كند ، آيا چيزى در دلت دارى كه گور تو را روشن بسازد ؟ در آن موقع كه اعضاى كالبد تو از هم متلاشى شده و دست و پايت از بدن جدا گردد و قطعه قطعه شود ، آيا بال و پرى براى پرواز در ابديت به دست آوردهاى ؟ نورى كه بدل انسانى مى تابد منبع آن از جان بوده و آن را نمى توان عاريتى دانست . زمانى فرا مى رسد كه جان حيوانى بازيچهء مار و مور زير خاكها مى گردد ، در آن موقع بايستى جان باقى داشته باشى تا بتوانى به حيات ابدى خود ادامه بدهى .
آيا مى دانى اين كه خدا مى فرمايد : ( اگر كسى يك عمل نيكو آورد ، ده برابر پاداش به او خواهيم داد ) فقط انجام دادن عمل نيست ، بلكه باقى نگه داشتن و به سوى خدا بردن آن عمل نيكو است ؟ بگو ببينم از انسانيت جوهرى در درون خويش دارى يا مانند خر از انسانيت محرومى ؟ به اين اعراض دل خوش مباش ، زيرا - اين اعراض مانند ميوه ها رو به فنا و زوال هستند ، حركاتى كه به عنوان نماز و امساكى كه به عنوان روزه به جاى مى آورى چون از مقولهء اعراض مى باشند توانايى بقا ندارند اگر چه دو زمان كوتاه ( دو لحظه ) بوده باشد ، ( اعراض در حركت و تحولاند ) .
اگر چه اعراض قابل انتقال از يك جوهر به جوهر ديگر نيستند ، اما همين اعراض مى توانند جوهرها را از بيمارىها نجات بدهند ، براى اين مطلب مثالى مى زنم : شخص بيمار هنگامى كه پرهيز مى كند بيمارى را از بين مى برد . درست است كه اين پرهيز از اعراض است ، ولى وجود انسانى را كه جوهر است بهبودى مى بخشد .
اكنون براى تو اعراضى را مى شمارم كه توليد كنندهء جوهرها هستند :
١ - هم خوابگى زن و مرد يك پديدهء عرضى است كه پديدار مى گردد و از بين