تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧١٩ - آيا حقايق از راه عقل درك مى شوند و سپس به قلب سرازير مى گردند ؟
نشان و عناوين ساختگى نه تنها عقول خود آنان را به تباهى كشيده است ، بلكه افراد ، اجتماعات را نيز از واقعيات دور مى كنند و براى هر كسى امكان شناسايى عناوين ظاهرى و تفكيك آنها از واقعيات امكان پذير نيست .
((١٤٧٦)) نور بايد پاك از تقليد و عول تا شناسد مرد را بىفعل و قول
((١٤٧٧)) در رود در قلب او از راه عقل نقد او بيند نباشد بند نقل
آيا حقايق از راه عقل درك مى شوند و سپس به قلب سرازير مى گردند ؟
اين مسائل در بارهء قلب همواره بوده است :
١ - آيا خود قلب ادراك مى كند يا قلب مركز نمود نتايجى است كه انديشه و عقل و تخيل به دست آوردهاند و قلب تنها جايگاه بروز آرامش و اضطراب و اطمينان و تحيّر و غير ذلك مى باشد ؟ ٢ - آيا قلب يك حقيقت است كه داراى قيافه ها و فعاليتهاى گوناگون است ، يا اين كه قلب نوعى از كارگردانان روح است كه خود صنفهاى متعدد دارد ؟ ٣ - اگر بگوييم كه قلب در مقابل عقل فعاليت مستقلى دارد ، آيا اين فعاليت فقط منحصر در درك و دريافت حقايق است يا اين كه مانند عقل مى تواند قضايايى را بسازد ؟ ٤ - دريافتها يا قضايايى را كه قلب دارا مى باشد ، آيا به طور مستقيم و بىواسطه صورت مى گيرد يا مانند عقل به وسيلهء حواس و مشاعر فعاليت مى كند ؟ اين مسئله از آن جا ناشى است كه اغلب فعاليتهاى عقلانى ( بلكه با نظر به اصطلاح مخصوص در مفهوم عقل )