تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٣ - آيا منطق وضعى مى تواند منكر ما وراى طبيعت باشد ؟
آيا منطق وضعى مى تواند منكر ما وراى طبيعت باشد ؟
بعضى از اشخاص هستند كه اين مسئله را درست بررسى نكردهاند ، در نتيجه مى گويند : قضاياى متافيزيكى ( ما وراى طبيعى ) قضاياى حقيقى كه داراى معنا باشند نيستند .
در كتاب ( منطق وضعى ) چنين مى گويد :
« بدان جهت كه مكتب ( منطق وضعى ) به طور كلى و منطق وضعى جديد بالخصوص نزديكترين روشهاى انديشه به روح دانش است ( چنان كه دانشمندانى كه عوامل تمدن را در آزمايشگاه هاى خود براى ما مى آفرينند ، درك مى كنند ) من هم مانند كسى كه اطمينان به صدق ادعاى خويش دارد با عينك منطق وضعى به دروس گوناگون مى نگرم ، در نتيجه براى خودم هر چيزى كه با اين عينك قابل محو شدن است از بين مى برم و مانند آن گربهء ماده كه بچه هاى خود را مى خورد ، اولين شكارم را ما وراى طبيعت قرار داده آن را خوردم .
من ما وراى طبيعت را اولين ديدگاه خود قرار دادم و آن را با عينك منطق وضعى نگريستم سخنانى كه در باره آن گفته شده است ، همه آنها را تو خالى ديدم تا آن جا كه حتى به دروغ هم منتهى نمى گشت ، زيرا - كلام دروغ سخنى است كه عقل آن را مى تواند تصور كند ، ولى تجربه عينى آن را محو مى كند .
اما سخنان مربوط به ما وراى طبيعت از قبيل « ان المزاحله مرتها خماله اشكار . » است كه اصلا مفهومى ندارد تا راست باشد يا دروغ .
اين گونه جملات مهمل بدون اين كه معنايى داشته باشند صفحات كاغذ را پر مى كنند و احتياج به تحليل منطق وضعى داريم كه اين حقيقت را كشف كند . » [١] مثل اين كه اين نويسندهء عزيز خيلى دست و پاچه بوده است كه جملات را با بيان شيرين و تشبيه ادبى جالب پرداخته ، ولى متوجه واقعيت امر و تناقضى كه جملاتش را
[١] المنطق الوضعى ، زكى نجيب محمود ، ص ٣ . .