تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٧ - جهان هستى از يك جان بار دار مى شود
فوق را درك كنيم . به اضافه اين كه ما از يك دريافت درونى نيز در اين باره برخورداريم ، زيرا ، دريافت مى كنيم كه چگونه اشتياق فراوانى به وصول به مقام عالى شخصيت داريم . آن مقام عالى شخصيت كه نمونه يا در بر گيرندهء تمام شخصيتهاى جزئى مى باشد .
روحهاى بزرگى را كه تاريخ چه در رديف پيامبران عظام و چه در صورت مصلحين بزرگ به بشريت نشان داده است مى تواند شاهد روشنى به اين مدعا باشد .
((١١٨٦)) پس ز جان جان چو حامل گشت جان از چنين جانى شود حامل جهان
جهان هستى از يك جان بار دار مى شود جلال الدين در اين بيت گام را از آن چه كه در تفسير ( مقام كل بودن عقل و جان و روح و حيات و نفس ) گفتيم بالاتر نهاده ، نه تنها سيطرهء عظمت مقام والاى حقايق مزبوره را بر قلمروهاى جزئى آنها مى پذيرد ، بلكه مى خواهد همهء جهان هستى را تحت تأثير يك جان كل قرار بدهد و اين مطلب از روش جلال الدين دور نيست ، زيرا ، او در بارهء ( عقل كل ) نيز چنين مطلبى را ابراز كرده است ، آن جا كه مى گويد :
عقل پنهان است و ظاهر عالمى صورت ما موج يا از وى نمى
مضمون اين بيت منحصر به صورتهاى انسانى باشد در بيت ذيل ( عقل كل ) را ما فوق همهء جهان قرار داده است :
اين جهان يك فكرت است از عقل كل عقل كل شاه است و صورتها رسل
اين ( جان كل ) بايستى حقيقتى فرض شود كه مستقيماً جلوه گاه مشيت خداوندى است به طورى كه اگر قيافهء طبيعى به خود بگيرد به اصطلاح گروه زيادى از فيزيك دانان پيش از ميكلسون ( اتر ) تعبير مى شود .