تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٨٥ - تمثيل در بيان خواندن آب ، آلودگان را بپاكى
در اقيانوس وجود انسانى دو دريا به هم متصلاند ، اما داراى مرز واقعى هستند كه آن دو را از يكديگر جدا مى كند
( حيات ) ها و ( من ) هاى متعدد طولى عرضى
((١٣٧١)) بحر تن بر بحر دل بر هم زنان در ميانشان برزخ لا يبغيان
در اقيانوس وجود انسانى دو دريا به هم متصلاند ، اما داراى مرز واقعى هستند كه آن دو را از يكديگر جدا مى كند اين دو بودن موجوديت انسانى در دو قلمرو اساسى مطرح است :
١ - اعضاء مادى و پديدهء حيات .
٢ - اعضاء مادى و روح .
با هيچ منطق و قانونى نمى توان هيچ يك از دو جنبهء مادى و حياتى و مادى و روحى انسانى را از يكديگر تفكيك كرد . موجود انسانى جايگاهى نيست كه دو حقيقت در آن كنار يكديگر به طورى قرار گرفته باشند كه بتوان با نهايت يكى آغاز ديگرى را نشان داد ( چنان كه در دو جسم عينى كه در كنار هم قرار گرفتهاند مى توان پايان يكى و آغاز وجود ديگرى را نشان داد . ) زيست شناسان در آن موقع كه با يك عضو زنده هستند ، با دو موجود تركيب يافتهاى مواجه نيستند كه بتوانند آن دو را از يكديگر جدا كرده براى هر يكى بررسى و مشاهدات مستقلى داشته باشند . تنها اثر حيات است كه اثبات مى كند كه اين عضو جاندار است و آن ديگرى حيات ندارد .
( حيات ) ها و ( من ) هاى متعدد طولى عرضى با يك دقت نظر كافى به جهت وجود يك عده قضاياى روشن مى توانيم به اين نتيجه برسيم كه چنان كه ماده و حيات بدون داشتن مرز مشخص در يك موجود جاندار تركيب ( اتحادى ) يافته است ، به طورى كه به هيچ وجه نمى توانيم آن دو را به عنوان دو نمود مشخص از يكديگر جدا كرده و مورد مطالعه قرار بدهيم ، همچنين با نظر به مراتب موجودات از لحاظ داشتن آثار مختلفى از حيات و با نظر به انسان از لحاظ داشتن آثار گوناگونى