تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٦ - آيه
آيه « يَكادُ سَنا بَرْقِه يَذْهَبُ بِالأَبْصارِ . » ٢٤ : ٤٣ [١] ( از تراكم و اصطكاك آن ابرها برقى توليد مى شود كه نزديك است روشنايى ديده ها را مختل بسازد ) .
« قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ . » ٢١ : ٦٩ [٢] ( گفتيم : اى آتش خنك و سالم باش به ابراهيم ) « فَلَمَّا بَلَغَ مَعَه اَلسَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي اَلْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى ، قالَ يا أَبَتِ اِفْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ الله مِنَ اَلصَّابِرِينَ . فَلَمَّا أَسْلَما وَتَلَّه لِلْجَبِينِ . وَنادَيْناه أَنْ يا إِبْراهِيمُ . قَدْ صَدَّقْتَ اَلرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي اَلْمُحْسِنِينَ . إِنَّ هذا لَهُوَ اَلْبَلاءُ اَلْمُبِينُ . » ٣٧ : ١٠٢ - ١٠٦ [٣] ( هنگامى كه اسماعيل عليه السلام به حد كوشش در بارهء پدرش ( ابراهيم عليه السلام ) رسيد ، ابراهيم گفت : فرزندم ، در عالم رويا مى بينم كه تو را قربانى مى كنم ، تو چه نظر دارى ؟ گفت اى پدرم ، به هر چه كه دستور داده شدهاى عمل فرما ، بخواست خداوندى مرا از بردباران خواهى يافت . هنگامى كه پدر و پسر خود را به خدا تسليم نمودند ، ابراهيم اسماعيل را به رو خوابانيد [ و آمادهء كشتن فرزند شد ] به ابراهيم ندا كرده گفتيم : دستورى كه در رويا به تو داديم عمل كردى [ در صدد قطعى عمل بر آمدى ] ما بدينسان نيكو كاران را پاداش خواهيم داد . البته اين بود آزمايش آشكار ) .
« وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَه وَاَلطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَه اَلْحَدِيدَ . » ٣٤ : ١٠ [٤] ( ما به داود فضل و احسان كرديم ، به كوه ها گفتيم : با داود به تسبيح بپردازيد ، و همچنين به پرنده ها هم چنين خطابى كرديم : اى كوه ها با پرنده ها همراه داود سير كنيد و آهن را به او نرم ساختيم . )
[١] سوره نور ، آيهء ٤٣ . .
[٢] سوره انبياء ، آيهء ٦٩ . .
[٣] سوره صافات ، آيهء ١٠٢ تا ١٠٦ . .
[٤] سوره سباء ، آيهء ١٠ . .