تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - نوحه گران حرفهاى زياداند ، ولى كو سوز دل واقعى ؟
براى اين كه تفاوت ميان تقليد و تحقيق در معارف و شناسايىها تا حدودى روشنتر شود مى گوييم :
اگر مقلد كلى را در وسط بيابان پيدا كرده است ، انسان محقق باغى پر از گلهاى مربوطه در اختيار دارد .
اگر انسان مقلد باغ پر از گلها پيدا كند ، انسان محقق خود باغبان است و زمين است و آبى كه مى تواند گل را ايجاد كند و باغى را پديد بياورد .
ممكن است با وسايل متناسب به طوطى تعليم بدهيم كه بيت ذيل را براى ما بخواند :
عقل كشتى آرزو گرداب و دانش بادبان حق تعالى ساحل و عالم همه درياستى
ولى مفهوم هيچ يك از اين كلمات و مضمون دو مصرع فوق را به هيچ وجه درك نخواهد كرد ، حتى ممكن است در موقع خواندن همين بيت منقار خود را به تخمى بزند كه بچه اش سر در آورد و او را مشغول بسازد . ولى در آن هنگام كه خود ميرفندرسكى يا شخصى مانند جلال الدين رومى اين بيت را زمزمه مى كند ، گويى جهان هستى و بالاتر از جهان هستى روح بىكران خود را در مقابل ديده گانش قرار داده و با آن به زمزمه پرداخته است .
تمام نوارهايى را كه تا كنون صندوق ضبط صوتهاى دنيا گرفته است جمع كنيد و تمام مغزهاى الكترونيكى را هم با آن فعاليتهاى شگفت انگيزى كه دارند پهلوى آن نوارها بگذاريد ، سپس به همهء مقدسات عالم سوگند بخوريد كه با آزادى از تمام آن چه كه افراد بشرى در آنها ايجاد كرده يا براى اخذ نتيجهاى تنظيم نمودهاند كشف جديدى كرده و مانند يك مكتشف انسانى مجهولى را كه در ليست شناسايىها نيست روشن بسازند ، اين كار صورت نخواهد گرفت ، زيرا - دو موجود نوار و مغز الكترونيكى آن چه را كه گرفتهاند و آن چه را كه در آنها تنظيم شده است و با پيروى از انديشهء بشرى نتيجه خواهد داد منعكس خواهند كرد .