تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - ديباچهء دفتر دوم مثنوى
ديباچهء دفتر دوم مثنوى بيان بعضى از حكمت تأخير اين مجلد دوم كه اگر جمله حكمت الهى بنده را معلوم شود در فوايد آن كار بنده از آن كار فروماند و حكمت تعالى شمهاى از آن حكمت بىپايان مهار بينى او كند و او را بدان كار كشد و اگر او را از آن فايده هيچ خبر نكند هيچ نجنبد ، زيرا - كه وى را جنبانيدن از بهر آن است كه از بهر آن مصلحت آفريده شده است و اگر حكمت آن بر وى فرو ريزد هم نتواند جنبيدن ، چنان كه در بينى شتر اگر مهار نبود نرود و اگر مهار سخت بزرگ بود هم نرود و فرو خسبد « و ان شىء إلا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم » خاك بىآب كلوخ نشود و چون آب بسيار بود هم كلوخ نشود « و السماء رفعها و وضع الميزان » به ميزان دهد هر چيز را نه بىميزان و بىحساب ، الا كسانى را كه از عالم خلق مبدل شدهاند . « و نرزق من نشاء بغير حساب » گشتهاند . « و من لم يذق لم يدر » .
پرسيد يكى كه عاشقى چيست ؟
گفتم كه چو ما شوى بدانى
عشق و محبت بىحساب است ، جهت آن گفتهاند كه صفات حق به حقيقت نسبت او به بنده مجاز است ( يحبهم ) تمام است ( يحبونه ) كدام است ؟ و الحمد لله حق حمده و الصلاة على محمد و آله .