تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢١ - تفسير ابيات
يكى جلو مى آمد و گوش آن حيوان را مى گرفت و مى پيچيد ، ديگرى دست به دهان حيوان مى انداخت و مى گفت شايد بيمارى حيوان مربوط به دهان او است ، سومى پاى حيوان را بلند كرده مى گفت شايد سنگى در ميان نعل و پايش فرو رفته است ، چهارمى به چشمهاى حيوان خيره شده بود كه علت بيمارى او را تشخيص بدهد .
هنگامى كه از همه اين معاينه ها و معالجه ها مايوس مى شدند از شيخ مى پرسيدند اين حيوان چه مرضى دارد ؟ تو مگر ديروز نمى گفتى اين يك حيوان سالم و قوى است ؟ ولى آن مرد الهى كه به واقعيت قضيه متوجه شده بود به آنان گفت : آرى خرى كه ديشب تمام غذاى او « لا حول و لا قوه الا باللَّه » بوده كه آن خدمتكار تبه كار به او خورانيده است ، شب گذشته را با تسبيح به صبح رسانيده است و امروز هم چنان كه مى بينيد در حال سجده مى باشد .
اى افراد انسانى هنگامى كه مى بينيد هيچ كس اندوه شما را نمى خورد ، اى انسانهايى كه در كوشش و زحمت هستيد وقتى كه مى بينيد كسى بار شما را به دوش نخواهد كشيد . خودتان كار خود را انجام بدهيد و به ديگران اميدوار نباشيد .
شما گمان مى كنيد اين مردم آن چه را كه در بارهء انسان و توصيف او مى گويند ، راست مى گويند ؟ شما خيال مى كنيد كه اشعارى كه اينان در بارهء انسان سرودهاند از قبيل : « بنى آدم اعضاى يك پيكرند » واقعا مزهء آن را مى چشند ؟ نه ، اى ساده لوح بىنوا بلكه » آدمى خوارند اغلب مردمان . » ( ) تو به سلام عليك كردن آنها و بلى قربان ، بلى قربان گفتن آنها اطمينان نداشته باش و از اين كرنشهاى ظاهرى فريب مخور . اگر بدرون اغلب مردمان فرو روى خواهى ديد كه دلهاى آنان جايگاه ديوان و غولان وحشتناكى است كه از خود پرستى به وجود آمدهاند . مبادا فريب دمدمه هاى اين انسانها را بخورى .
« ١ » كودكان با كشتن موران خوشند * مردمان از كودكى مردم كشند ( از شاعر گران مايه دكتر مهدى حميدى شيرازى ) .