تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٩ - واحد حقيقى جز آن موجود برتر وجود ندارد
موجود از ساير اجزاء جهان طبيعت است ، در صورتى كه اين گسيختگى به هيچ وجه در دستگاه وجود مشاهده نمى شود و هر موجودى با موجودات ديگر در حالت تأثير متقابل به سر مى برند .
اما از نظر علمى ، آن چه كه فيزيك جديد به دست مى دهد اين است كه ذرات نهايى ماده مركب از اجزاء مثبت و منفى است ( الكترون و پروتون ) يا اين تركيب از ناحيهء جرميت و موج بودن است كه در ذرات حكمفرما است .
آيا اين مثبت و منفى بودن يك واقعيت است ، يا اين كه تنها جنبهء قرار دادى مسئلهاى است كه مورد گفتگو است ؟ آيا مزونهايى كه از پروتون منتشر مى شود آنها هم تركيب يافته از مثبت و منفى مى باشند ؟ هنوز علم اين مسئله را حل نكرده است .
اما با آن بيان فلسفى كه گفتيم يعنى مقصود از تركيب زوجى همان تركب موجودات و پيوستگى آنها با يكديگر است قابل مناقشه نيست .
در آيهء شريفه مى گويد :
« . . . وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ٥١ : ٤٩ . » [١] ( از هر چيز جفتى آفريدهايم شايد شما متذكر شويد ) .
جلال الدين در مصرع دوم بيت مى گويد :
« در عدد شك است و آن يك بىشكى است » .
مطلبى است كه قابل دقت زياد است . مقصودش اين است كه هنگامى كه موجودات با قيافهء متكثر و گوناگون با حواس ما روبه رو مى شوند و سپس به ذهن انتقال مى يابند ، ما مى خواهيم بعضى از آنها را علت و بعضى ديگر را معلول و گروهى از آنها را مقدمهء گروه ديگر ، دستهاى را لازم و دستهء ديگر را ملزوم و بعضى از آنها را رابط و بعضى ديگر را مربوط بدانيم و به عبارت كلى تر ما مى خواهيم تمام اصول و قوانين را كه نام علم به آنها مى گذاريم از همين موجودات مختلف با آثار مختلف و در جريان انتزاع كنيم و آن گهى
[١] سوره ذاريات ، آيهء ٤٩ . .