تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٩ - نظريهء چهارم - از محمد بن عبد الوهاب الجبايى است ،
نظريهء چهارم - از محمد بن عبد الوهاب الجبايى است ، او مى گويد : « خداوند آن لطف را ندارد كه اگر در بارهء كسى كه مى داند ايمان نخواهد آورد وا مى داشت او ايمان مى آورد . خداوند آن چه كه در بارهء دين بندگانش شايسته ترين راه است تعيين و هموار ساخته است و اگر در علم خداوند لطفى بود كه با اجراى آن همه ايمان مى آوردند و صالح مى گشتند ، اگر از چنين لطفى مضايقه مى كرد در حقيقت فساد آنها را خواسته بود ، ولى او آن توانايى را دارد كه در بارهء بندگان كارى كند كه موجب افزايش اطاعت و استحقاق پاداش بيشترى براى آنها باشد ، اما انجام چنين كارى براى او لازم نيست ، چنان كه ترك اين كار هم باعث آن نمى شود كه دعوت خداوند بندگان خود را به سوى ايمان بىهوده باشد . » [١] قاضى عبد الجبار كه يكى از رؤساى معتزله است مى گويد :
« هنگامى كه ما اين اصول را شناختيم و توانستيم هر گونه قبح و زشتى را از كارهاى خداوندى نفى بكنيم ، اثبات كرديم كه خداوند آن چه را كه بر او لازم است انجام مى دهد و آن چه را كه نيكو و مقتضاى احسان است مى كند [ اكنون ] مى توانيم درك كنيم كه در مجموعهء مسائل مزبوره آن چه كه مربوط به تكاليف مقرره به وسيلهء پيامبران است ، وجود دارد ، از آن جهت كه خداوند مى داند كه صلاح بندگانش در امورى است كه آنان به وسيلهء عقول خودشان نمى توانند آنها را درك كنند ، ناچار بايستى كسانى را در ميان آنها بر انگيزد كه امور مزبوره را به آنها بفهمانند .
اين كار كه خداوند انجام مى دهد از باب بر طرف كردن موانع از ايمان و عمل به دستورات او است . اصل جزء ( قاعدهء ) عدل است . » [٢] نيز مى گويد : « زيرا - هنگامى كه خدا مى داند كه صلاح بندگانش به يكى از امور مربوط است و خود بندگان آن را از راه عقل نمى توانند درك كنند ناچار است كه
[١] مقالات الاسلاميين ج ١ ص ٢٨٧ و ٢٨٨ اشعرى . .
[٢] المحيط بالتكليف قاضى عبد الجبار ص ٢٢ . .