تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٩ - صورتهاى انسانها نمايشگاه اجزاى موجوديت آنها است چشم انسانى مى تواند از آن نمايشگاه معانى را دريابد
به قلب انسانى مى فزايد ، هر معلومى درجهاى از درجات روح انسانى را صيقلى مى سازد ، اين صيقلى شدن ادامه دارد تا آن گاه كه روح بتواند استعداد انعكاس شعاع ربانى را در خويشتن به وجود آورد .
((١٠٩٠)) صورت هر آدمى چون كاسهاى است چشم از معنىّ او حسّاسهاى است
صورتهاى انسانها نمايشگاه اجزاى موجوديت آنها است چشم انسانى مى تواند از آن نمايشگاه معانى را دريابد صورت هر آدم مانند كاسهاى است كه محتوايى دارد و ديده گان انسانى از محتواى آن كاسه ( معنى موجود در آن ) حقايق را در مى يابد . اين معنا مى خواهد شناسايى درون انسانى را به وسيلهء قيافهء او گوشزد كند . اين معنى تا حدود زيادى صحيح به نظر مى رسد ، زيرا - مى توان از وضع قيافهء اشخاص به جريانات درونى آنها اطلاع پيدا كرد ، مخصوصاً جولان و اشكال بسيار گوناگون چشم در كشف جريان روانى نقش بزرگى را بازى مى كند و به طور كلى ظاهر صورت مى تواند دو نوع كاشفيت از درون داشته باشد .
١ - متغير .
٢ - ثابت .
١ - نوع متغير - پديده هاى عضوى مخصوص است كه در حالات گوناگون در صورت انسانها نمودار مى گردد ، مانند : خيره نگريستن ، سرعت جولان چشم ، باز ماندن حدقه هاى چشم ، پلكها را روى هم گذاشتن و . . . گاهى آن چنان وضع چشم حساسيت پيدا مى كند كه انسان مى تواند حضور تمام شخصيت طرف را در پشت پردهء چشمش ببيند و از نوع كاشفهاى متغير است حركات گونه ها ، حركات سر ، رنگهاى گوناگون