تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
ويكتور هوگو ارزش نهايى كه به كتاب خود ( بىنوايان ) داده است به قرار ذيل است :
« تا از تأثير قوانين و رسوم ، يك عقوبت اجتماعى بر قرار باشد كه در بحبوحهء تمدن دوزخهاى ساختگى به وجود آورد و تقدير ازلى را كه ربانى است از يك شئامت انسانى مشوش سازد ، تا سه معماى عصر : تدنى مرد به دليل رنجبرى ، سقوط زن به دليل گرسنگى و نزارى كودك به دليل ظلمت ، حل نشده باشند و تا در بعض اقطار اختناق اجتماعى امكان پذير باشد ، به عبارت ديگرى و با نظرى باز هم بسيطتر تا در روى زمين نادانى و بىنوايى وجود داشته باشد ، كتبى از اين قبيل مى تواند بىفايده نباشند . » [١] هوتويل هوس - اول ژانويه ١٨٦٢ .
ملاحظه مى شود كه ويكتور هوگو در عين حال كه مفيد بودن كتاب خود را به گروهى از مسائل ريشه دار اجتماعى مربوط ساخته است ، با تواضع متين مى گويد : اين كتاب با آن شرايط مى تواند بىفايده نباشد ، نه اين كه بگويد من با نوشتن اين كتاب يك تز مطلق به دست بشريت دادهام . همچنين جلال الدين مولوى صراحتاً مى گويد :
هر كه گويد جمله حق است احمقى است آن كه گويد جمله باطل او شقى است
٣ - هر يك از اين دو مرد بزرگ عالىترين مطالب انسانى را چه از نظر اخلاقى و چه از نظر الهى و روانى در داستانها بيان كردهاند .
البته ما نمى دانيم كه جلال الدين هم مى توانست مانند ويكتور هوگو يك داستان مفصل و مربوط و منظم را به اندازهء ( بىنوايان ) ويكتور هوگو بسازد و صدها تابلو و سازندگى نبوغ آميز و استنتاجات بسيار عالى انسانى در آن انجام بدهد ؟ ولى اين مقدار مى بينيم كه مولوى در حدود ٢٥٠ داستان در شش دفتر مثنوى و مثلهاى فوق العاده جالبى را با نتيجه گيرىهاى بسيار با ارزش مطرح كرده است .
نتايج اخلاقى و الهى و فلسفى مثنوى خيلى زيادتر از بىنوايان است . به اضافهء
[١] بىنوايان ، مقدمه ص ١٧٣ . .