تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٨ - هر لحظه جهانى به وجود مى آيد
((١١٨٧)) پس جهان زايد جهان ديگرى اين حشر را وانمايد محشرى
هر لحظه جهانى به وجود مى آيد اين مطلب را كه جلال الدين در بيت فوق متذكر شده است بدون ترديد يك مطلب بسيار عالى است ، اگر چه نمى توانيم به طور معين مقصود او را باز گو كنيم ، ولى دو احتمال اساسى در بيت فوق وجود دارد كه ما به طور اجمال آنها را بيان مى كنيم :
احتمال اول - اين است كه مى گويد : جان كل حقيقتاً در جهان هستى تأثير مى كند و اين تأثير باعث مى شود كه صحنهء ديگرى از سنخ همين جهان هستى پديدار مى گردد . چنان كه از نهانگاه ناخود آگاه انسانى يك واحد سر مى زند و گام به خود آگاه مى گذارد و شخصيت انسانى را دگرگون مى كند ، مانند يك نتيجه در دنبال سبب بروز مى نمايد .
احتمال دوم - گسترش تدريجى جهان است كه همواره از حالت بساطت رو به گشايش و تكثر مى رود . آيهاى در قرآن به اين معنى اشاره مى كند :
« وَاَلسَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ . » ٥١ : ٤٧ (١) ( ما آسمان [ كيهان ] را آفريديم و آن را وسعت و گشايش مى دهيم ) .
اين نظريه در قرن اخير كاملا قوت گرفته است كه جهان در حال گشايش و گسترش است ، براى اطلاع به اين نظريه مطالب ذيل را متذكر مى شويم :
جهان انبساط يابنده « كشف رياضى مدل جهان به توسط فريد من با يك كشف رصدى مطابقت دارد كه توسط منجم رصد خانهء ( مونت ويلسن ) ادوين هبل انجام يافت ، وى دريافت
(١) سوره الذاريات ، آيهء ٤٧ . .