تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٣ - نتيجه نيروى دروغين كار دروغين است
اَلآفِلِينَ . فَلَمَّا رَأَى اَلْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأَكُونَنَّ مِنَ اَلْقَوْمِ اَلضَّالِّينَ . فَلَمَّا رَأَى اَلشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ . إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضَ حَنِيفاً وَما أَنَا مِنَ اَلْمُشْرِكِينَ . » ٦ : ٧٦ - ٧٩ [١] ( هنگامى كه شب تاريكى خود را بر او انداخت ستاره را ديد و گفت : اين است خداى من ؟ هنگامى كه آن ستاره غروب كرد گفت : من غروب كنندگان را دوست ندارم . هنگامى كه كه ماه را در حال روشنايى ديد گفت : اين است خداى من ؟ وقتى كه ماه غروب كرد ، گفت : اگر خدايم مرا هدايت نكند من از گروه گمراهان خواهم بود . هنگامى كه آفتاب را در حال روشنايى ديد گفت : اين است خداى من ، اين بزرگتر است . وقتى كه خورشيد غروب كرد گفت : اى قوم من ، من از شرك ورزى شما بيزارم ، من رويم را به سوى آن خدا مى كنم در حال استقامت كه آسمانها و زمين را آفريده است و من از مشركين نيستم ) .
« فَحَشَرَ فَنادى . فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ اَلأَعْلى . فَأَخَذَه الله نَكالَ اَلآخِرَةِ وَاَلأُولى . » ٧٩ : ٢٣ - ٢٥ [٢] ( مردم را جمع كرد ( فرعون ) و گفت منم خداى بزرگ شما ، خداوند او را به سقوط آخرت و دنيا گرفتار كرد . )
((٢٤٩)) گفت آن خر كاو لا حول خورد جز بدين شيوه نباشد راه برد
نتيجه نيروى دروغين كار دروغين است مضمونى كه در اين بيت ديده مى شود مطالبى بسيار عالى در بر دارد كه ما به بعضى از آنها اشاره مى كنيم :
١ - افراد انسانى داراى نفسى هستند كه علت تجاوز از مرزهاى حيوانى خالص است كه پيرو يك عده قوانين طبيعت و ( خود طبيعى ) مى باشد ، به همين جهت است كه حيوانات با واقعيتها خالصتر و يك جانبه تر روبه رو مى شوند تا انسانها . در صورتى كه انسان به جهت
[١] سوره انعام ، آيهء ٧٦ تا ٧٩ . .
[٢] سوره نازعات ، آيهء ٢٢ و ٢٣ و ٢٤ . .