تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - مسئله دوم - شخصيت فردى هر يك از دو شخصيت
٩١ - « به راستى اگر به چشم ما بصيرتى عطا شده بود كه مى توانستيم در وجدان ديگران بنگريم ، حكم كردن در بارهء هر كس از روى تخيلاتش آسانتر مى بود تا از روى افكارش . در فكر آدمى اراده راه دارد ، اما تخيلش جاى اراده نيست . تخيل كه هميشه به خودى خود در مى رسد ، در مرحلهء كبريايى و ايده آل نيز صورت ذهنى ما را مى گيرد و محفوظ مى دارد ، از اعماق جانمان چيزى مستقيمتر خالصتر از منويات نينديشيده و بىكرانمان ، سوى فروزندگىهاى تقدير روان نمى شود . در اين منويات بسى بيش از آن كه در افكار مركب و استدلالى و منظم آدمى بتوان ديد ، سجيهء واقعى هر كس را مى توان مشاهده كرد . توهمات ما چيزهايى هستند كه بيش از هر چيز ديگر به ما شبيهاند . هر كس در بارهء مجهول و ممتنع تخيلى هم آهنگ با طبيعت خود دارد . » [١] ٩٢ - « به كمك زمان هر تيز كند مى شود . » [٢] ٩٣ - « معادن و معدنچيان - جوامع بشرى ، همه آن چه را كه در تآترها ( سومين طبقهء زيرين ) ناميده مى شود ، دارند . خاك اجتماع همه جا مثل معادن نقب زده شده است ، گاه براى خوبى و گاه براى بدى ، اين عمليات بر سر هم قرار مى گيرند ، بعض اين معدنها فوقانى و بعض ديگر تحتانى اند . در اين زير خاك تاريك كه گاه در زير تمدن فرو مى ريزد و بىاعتنايى ما ، لاقيدى ما زير پايش مى مالد ، بالايى و پايينى هست . دايره المعارف در قرن اخير معدنى بود تقريباً با آسمانى باز - ظلمتها ، اين جايگاه تيرهء رشد مسيحيت ابتدايى در انتظار چيزى نبودند جز فرصتى ، تا زير پاى قياصره منفجر شوند و نوع بشر را در نور غوطه ور سازند ، زيرا كه در ظلمتهاى مقدس انوارى نهان وجود دارد . كوه هاى آتش فشان انباشته از سايهاى قابل اشتغالند . هر مادهء مذاب آتش فشانى در آغاز چيزى جز تاريكى نيست . دخمه ها كه در آنها
[١] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٤٨ . .
[٢] بىنوايان ، ج ٢ ، ص ٦٨ به اين جمله بايستى عكس جزئى را هم اضافه كرد : ( و بعضى از كندها تيز مى گردد ) . .