تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٢ - تفسير ابيات
اين نان ربا مانند دوزخ گشته بود .
زندانيان بىنوا با اين كه در گوشهاى از زندان قرار گرفته بودند و به گمان خود از ناملايمات اجتماعات تا حدودى رهايى پيدا كرده بودند ، با اين حال در زندان اسير اين آفت درد آگين گشته بودند . تو هر گوشهاى را براى خود انتخاب كنى يقين بدان كه بدون وحشى و بدون دام نخواهد بود .
تنها يك خلوتگاه وجود دارد كه مى تواند انسان را از درد و شكنجه بىپايان روزگار نجات بدهد و آن خلوتگاه انس با خدا است . گوشهء اين جهان كه به طور ناچار در آن گام گذاشتهايم بدون از دست دادن مزايايى به عنوان مزد و پا گشايى نخواهد بود .
سوگند به خدا ، اگر در سوراخ موش پنهان شوى ، بالاخره گربهاى پيدا خواهد شد ، تو را با چنگال خويش زير و زبر خواهد كرد . بنا بر اين بيا و وضع روانى خود را اصلاح كن كه اگر وضع روانى خويش را اصلاح نموده و در راه رشد آن گام بردارى بدون ترديد فعاليتهاى نفسانى تو به اين تلخىها پاسخ خواهد گفت ، زيرا - خيالات است كه مى تواند به طور مستقيم از حيث زشتى و زيبايى در زندگانى تو اثر واقعى داشته باشد .
اگر تو را در ميان حيوانات موذى از قبيل مار و كژدم جاى دهند ، ولى خداوند در مغز تو فعاليتهاى خوشى را ايجاد كند همان مار و كژدم موذى با تو مأنوس خواهند گشت زيرا - آن خيال ربانى تو روان مانند كيميا مى كند كه به هر مسى بزنى آن را طلا مى سازد .
هيچ مى دانى كه صبر و تحمل چرا شيرين و مطلوب است ؟ چون براى وصول به هدف صبر و تحملى را كه پيدا كردهاى به جهت آن خيال و آرزوى وصول به هدف است كه همواره تو را سر سبز و خرم مى نمايد .
ايمان تو به هدف باعث مى شود فرح و شادمانى دل تو را پر كرده و تو را شادمان نگه دارد ولى اگر ايمان تو ضعيف باشد و به رويدادهاى موقت و زود گذر قناعت بورزى ، نااميدى و دل دردى نصيب تو خواهد كرد . مى دانى كه نسبت صبر به ايمان نسبت سر به بدن است ؟