تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٢ - روش حواس در دريافت واقعيات مانند روش معتزله و روش بينايى عقل در رسيدن به حقيقت مانند روش ساير مسلمانان مى باشد
در صورتى كه اگر تفاهم مى كردند ديدند كه اعتقاد به مطلب مزبور هيچ گونه تلازمى با مسائل منسوب دارا نمى باشد .
به همين جهت نمى توان اختلافات مزبوره در كتب را به متن اصول و عقايد اسلامى نسبت داد .
نكته دوم - دخالت مسائل سياسى در باره اظهار عقايد گوناگون است و طرفدارى از آنها واحد بزرگى است كه بايستى در رسيدگى به نظريات آنان منظور شود ، مثلًا مى بينيم هنگامى كه مأمون الرشيد به جهت بهره مند بودن از مقدارى مطالب علمى و عقيدتى توانسته بود براى آراى خود مخالف و موافقى ايجاد كند كه اين مخالفت و موافقت در قيافه زمامدارى او نقش اساسى داشته است .
اما از لحاظ دوم كه عبارت است از نقل نويسندگان بعد از صاحبان عقايد گوناگون اسلامى ، بايستى به طور قطع اين مطلب را در نظر بگيريم كه عوامل گوناگونى در دگرگون كردن حقايق و نظريات گويندگان موثر بوده است .
مخصوصاً كسانى كه متصدى نقل عقايد گذشتگان بودهاند خود به يكى از مكتبها وابسته بوده و نمى توانستهاند عينك ذهنى و عقيدتى خود را كنار گذاشته و عقيده منقوله را از روى تحقيق و بىطرفى نقل كنند .
به همين جهت مى بينيم كه ابن حزم پيدا مى شود و در كتاب » الفصل « هر كوچكترين نظر را يك مكتب معرفى مى كند . [١] از طرفى ديگر هر نظريهاى را كه مخالف مكتب خود احساس مى كند حتى بدون مراعات عفت قلم و آداب نويسندگى به باد انتقاد گرفته حتى براى اين كه به اصطلاح عاميانه دلش خنك شود ناسزا و لعنت و تكفير را هم بدرقه آنان ساخته است ، لذا براى تحقيقات كافى در باره نظريات گذشتگان از قبيل اشاعره و معتزله و . . . تا
[١] اگر بخواهيم روش ابن حزم را در كتاب ( فصل ) براى تحقيق در بارهء آراء و عقايد اسلامى قبول كنيم ، بايستى بگوييم : دين اسلام به شمارهء هر دانشمندى كه دارد مكتب جداگانهاى ايجاد كرده است . .