تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٠ - روش حواس در دريافت واقعيات مانند روش معتزله و روش بينايى عقل در رسيدن به حقيقت مانند روش ساير مسلمانان مى باشد
« عقل همان حس است كه عقل ناميده مى شود ، اين نامگذارى براى آنست كه حس معقول مى شود . » [١] روى اين عبارت از آن جهت كه حسهاى ظاهرى گوناگون بوده و در يك وحدت عالى هماهنگ نمى باشند ، لذا مى توان گفت بنا به نظريه معتزله تعقلهاى ما هم انواع گوناگونى دارد .
از بعضى ديگر نقل شده است كه گفتهاند : « عقل همان علم است و براى آن عقل ناميده مى شود كه انسان عاقل مى تواند از آن خطاها و اشتباهات كه ديوانگان نمى توانند خود را حفظ كنند خود دارى نمايد . » [٢] آن چه كه باعث انتقاد جلال الدين به فرقه معتزله است : مسئله وسعت ميدان عقل نظرى است كه معتزله در مكتب خود به وجود آوردهاند . در اين توسعه و دخالت دادن عقل در حقايق عالى نتواتنستهاند از روش فلسفه يونان كاملًا كناره گيرى نموده و مسائل را به طورى مطرح كنند كه براى شهود و دريافتهاى درونى مجالى بماند . در اين باره در دوران معاصر ما در روش عقلانى معتزله چنين استنباط شده است :
« عقل سيطرهء بسيار عالى در روش معتزله دارد . در عقيده آنان دادگرى خداوند اقتضا كرده است كه انسان با داشتن عقل بتواند آزادانه خير را از شر و زشت را از زيبا تفكيك كرده به خير و زيبا تمايل پيدا كند خير و شر دو پديده ذاتى هستند كه عقلاى برجسته خواه مؤمن باشند يا ملحد مى توانند آن را درك كنند . در اين درك تفاوتى ميان دو گروه متدين و بىدين وجود ندارد و شريعت اسلامى ذات خير و شر را تغيير نداده است ، بلكه از ارتكاب تبه كارى جلوگيرى كرده است ، زيرا - تبه كارى قبيح است ، همچنين به خوبى تحريك و دستور داده است براى اين كه خوبىها زيبا و محبوب مى باشند . . . اين روش عقلانى را معتزله از فلسفه يونان گرفته و منطق ارسطو را كاملًا به
[١] مقالات الاشعريين ، ج ٢ ، ، ص ١٥٤ . .
[٢] مقالات الاشعريين ، ج ٢ ص ١٥٤ . .