تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٢ - بحثى در جوهر و عرض
اما مورد اول كه جريان طبيعى موجوديت انسانى است ، ما هيچ دليلى براى تعيين يك حد متوسط ( ميانگين ) نداريم كه اثبات كند كه خداوند متعال مى بايست انسانها را در آن حد معين بيافريند . به طورى كه در كمتر از آن حد فرد انسانى مظلوم و در ما فوق آن حد متوسط كاملتر بوده و قانون ( شايسته تر ) در باره اش مراعات شده است .
ما از راز نهايى موجوديت انسانى جز اين چيزى نمى دانيم كه موجوديت او از كاملترين موجود صادر شده و رهسپار ابديت است . اما از اين كه در كدامين نقطه چه پديدهاى براى او ( شايسته تر ) است چيزى در دست نداريم .
ما تنها با يك دريافت عميق از سطح عميق شخصيت اين قضيه را درك كردهايم كه مبدا فياض على الاطلاق بدون اجبار و احتياج و با دانايى مطلق دست به آفرينش موجوداتى به نام انسان زده است . آيا اين مقدار درك اثبات نمى كند كه او شايسته ترين وسيله را براى تكامل آنها منظور نموده است ؟
((٩٤٦)) اين عرضهاى نماز و روزه را چون كه لا يبقى زمانين انتفى
بحثى در جوهر و عرض جلال الدين در ابيات آينده به مباحث جوهر و عرض وارد شده ، مسائل بسيار مهمى را مطرح مى كند :
١ - آيا عرضها نيست و نابود مى گردند ؟ ٢ - آيا اعراض قابل نقل و انتقالاند ؟ ٣ - آيا عرض مى تواند جوهر را تغيير دهد ؟ اين سه مسئله را اولًا جلال الدين از زبان پادشاه مطرح كرده ، مى گويد : آرى ، عرضها نيست و نابود مى گردند . اعراض قابل نقل و انتقال نيستند و عرض