تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٩ - تفسير ابيات
الفاظ و اصوات به دل شما سرازير مى شود شما را قانع نخواهد ساخت ، لذا چشم در مقابل گوش قد علم كرده مى گويد : حقايق را به وسيلهء من به درون خويش منتقل بسازيد ، گوش را رها كنيد ، بدانيد كه گوش عضوى است كه ميان روح شما و حقايق قابل دريافت جنبهء دلالى دارد ، در صورتى كه چشم با خود حقايق بدون واسطه تماس گرفته و آنها را به درون شما وارد مى كند . چشم صاحب حال است و مى تواند در درون شما حال ايجاد كند ، زيرا - با حقايق و آثار آن به طور مستقيم تماس مى گيرد ، اما گوش تنها قيل و قال را تحويل مى گيرد . باز بدانيد كه هر چند گوش بكوشد باز نمى تواند از حد تحويل دادن شبح و صفت حقايق به درون شما تجاوز كند . [ يا حقايقى كه از گوش وارد درون شما مى گردد و تغييراتى كه در شما ايجاد مى كند ، تنها تغييرات ظاهرى و صورى خواهد بود . ] در صورتى كه شما از راه چشم با ذات اشياء تماس خواهيد گرفت [ يا تغييرى كه ايجاد خواهد كرد در ذات شما خواهد بود ] .
بايستى در صدد آن باشيد كه به قطع و يقينهاى معمولى قناعت نورزيد . اگر سخنى باعث شد كه شما در بارهء مطلبى يقين پيدا كرديد ، در اين يقين رسمى كه اغلب آدميان را ميخكوب مى كند توقف مكنيد ، بگذريد ، حتى از منزلگه حق اليقين هم بگذريد و تا سر منزل نهايى عين اليقين نرسيدهايد دمى نياساييد .
اگر در بارهء آتش عشق چيزى شنيديد ، در اولين بار شما علم پيدا مى كنيد كه آتش عشق مى سوزاند ، اين مقدار از دانستن چه فايدهاى دارد ؟ سپس مى رسيد به حق اليقين كه درجهاى بالاتر از علم اليقين است .
اما اگر درست دقت كنيد خواهيد ديد كه روح جويندهء شما با دريافت آثار آتش عشق هنوز اشباع نشده است ، پس اگر مى خواهيد واقعاً آتش عشق را دريابيد به مرحلهء عين اليقين برسيد ، در اين مرحله خواهيد ديد كه عشق و معشوق در نهاد شما است و روح شما مانند آتش شعله ور زبانه مى كشد . اين است عين اليقين .