تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٦ - كسى كه بداند هر چه بدهد در مقابل چيزى خواهد گرفت او هرگز از جود و احسان نمى هراسد
نمايد و نيز همين سازمان روانى ( خود انسان ) است كه مى خواهد مورد كاوش قرار بگيرد ، لذا اين پديده به تناقض مى انجامد ، زيرا - كاوش كننده عين مورد كاوش قرار مى گيرد . به عبارت ديگر ( من ) دو قسمت مى شود : مدرِك و مدرك .
اما اين كه انسان بتواند قيافهء من كاوش كننده را آن چنان بر كنار كند كه بتواند قيافه هاى ديگر من را كه من كاوش شونده است مورد نظاره قرار بدهد ، مطلبى است كه در افراد معمولى انسانها مورد قبول نيست .
اين گونه تفكيك احتياج برشد روانى فوق العادهاى دارد كه بتواند از قيافه هاى گوناگون من يا از بعضى از منها به عنوان نظارت بر ديگرى بهره بردارى نمايد به همين جهت است كه جلال الدين مى گويد :
آن كسى كه او ببيند روى خويش نور او از نور خلقان است بيش
((٨٩٧)) جود جمله از عوضها ديدن است پس عوض ديدن ضد ترسيدن است
كسى كه بداند هر چه بدهد در مقابل چيزى خواهد گرفت او هرگز از جود و احسان نمى هراسد اين كه آيا تمام خدماتى كه انجام مى دهيم و عبادتها كه مى كنيم پاداشى در دنبال دارد ، جاى ترديد نيست .
آن چه كه اهميت دارد اين است كه آيا ما بايستى خدمات و عبادتها را به اميد پاداش انجام بدهيم ، يا نبايستى پاداش را منظور نماييم ؟ با نظر به اين كه هيچ رويداد و حادثهاى در جهان هستى بىعلت و بىنتيجه نمى باشد ، اصل اين قضيه جاى ترديد نيست كه كار نيكو پاداش و كار زشت كيفرى در دنبال دارد ، اما اگر اميد پاداش و ترس از كيفر تنها انگيزهء فعاليتهاى ما بوده باشد ما را