تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧٩ - كوه جامد دلها را متلاشى كنيد تا مهتاب الهى به تمام ذرات آن بتابد
دو بار منعكس مى سازد ، كوهى هم وجود دارد كه صدا را صد بار بر مى گرداند .
[ اين صدا چنان نيست كه به وجود بيايد و معدوم گردد ] بلكه كوه دل را مى شكافد و چشمه سارهاى زلالى را روانه مى سازد . [ شما به همين قناعت نكنيد كه بگوييد : بانگ در دل ما منعكس شده است و اين بانگ الهى همهء موجوديت مرا عوض خواهد كرد ] بلكه اگر تو آمادگى بهره بردارى از اين نغمهء الهى را نداشته باشى و كوه دل تو شايستگى پذيرش آن سرود ربانى را نداشته باشد چشمه هايى كه از كوه دل تو منفجر خواهد گشت به خون مبدل مى گردد .
« وَلا يَزِيدُ اَلظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً ١٧ : ٨٢ . » [١] ( به ستمكاران جز خسارت نخواهد افزود ) همان حكيم استاد بود كه بانگ خود را در طور سينا منعكس ساخت و آن سنگ را به لعل مبدل كرده و آن صخرهء جامد از آن سروش غيبى براى خود جان و خرد پذيرفت ، آخر انسانها كه به خود مى باليد مگر ما از آن سنگ جامد كمتر هستيم ؟ [ بياييد كمى به خود بياييم ] مى بينيم : از اين جان خدا دادى ما نه چشمه سارى مى جوشد و نه بدن ما از اين چشمه سار طراوتى به خود مى گيرد ، نه صداى بانگ اشتياق در اين جان شنيده مى شود ، نه از جرعهء ساقى ابديت صفايى در آن ديده مى شود ، كو آن غيرت و نيروى الهى كه تيشه و كلنگ بر دارد اين كوه خشن بىجان را از دلها بر كند و اجزاى آن را متلاشى سازد ؟ باشد كه به تمام ذرات اين كوه مهتاب نور الهى فروزان گردد .
اين را به طور حتم مى دانيد كه ما رستاخيزى در پيش داريم كه كوه هاى برونى و كوه هاى درونى ما را خواهد كند و ذرات آن را به هوا خواهد پاشيد . آن رستاخيز كار اين قيامت را كه ما در دوران زندگى مى توانيم در درون خود بر پا كنيم نخواهد كرد ، زيرا آن قيامت مانند زخم و اين قيامت مرهم جانهاى ما است . كسى كه اين
[١] سوره الإسراء ، آيهء ٨٢ . .