تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠١ - از ديوار ماديات هر لحظه خشتى برداريد
گروه ديگر آن آب را از بالاى ديوار ( رشد روحانى ) را از ميان ديوارهاى ماده مى بينند و اشتياق به آن را هم در نهاد خويشتن احساس مى كنند ، ولى به جاى آن كه اشتياق را بثمر برسانند ، به حسرت بردن كفايت مى كنند و به قول آن شاعر مى گويند :
احب الصالحين و لست منهم لعل الله يرزقنى الصلحا (
صلحاء و نيكان را دوست دارم ولى [ بد بختانه ] از آنها نيستم ، شايد خداوند صلاح را به من روزى نمايد ) .
البته آگاهى و شرافت اين گروه عالىتر از گروه اول است ، زيرا ، توجه به نقص مقدمهء كمال و اطلاع حاصل كردن به درد پايهء درمان جويى است .
اما دستهء سوم از انسانها وجود دارند كه به تماشاى آب قناعت نمى ورزند و به اشتياق به وصول آن دل خوش نمى كنند ، بلكه شروع كرده ، تدريجاً چنگالهاى تيز نفس را از ماديات بيرون مى كشند ، در اين بيرون كشيدن چنگالها و كندن خشتها و انداختن آن به جويبار معنى هم از صداى آب لذت مى برند ( از جلوه هاى روحانيت و معنويت ) و هم به آن قلمرو نزديكتر مى گردند .
تبصرهء ١ - اين تدريجى بودن وصول به آب به عنوان قانون معمولى است و الا گروه زيادى را از اشخاص سراغ داريم كه انقلابات روحى آنان چنان شديد است كه ممكن است ديوار ماديات را در همان دفعهء اول از ميان بردارند مانند : نصوح و بشر حافى و امثال اينها .
تبصرهء ٢ - تصور اين كه با پيروزى در ميدان گلاويزى با ماديات و يا مطابق مثال جلال الدين با كندن و انداختن خشت در جويبار روح و معنى ، جلوهء ديگرى از آن براى انسان نمودار مى گردد بسيار آسان است ، زيرا ، هر گامى كه در اين راه برداشته مى شود در حقيقت در عين حال كه قدمى در راه برداشته مى شود به مقدارى از هدف هم نايل مى گردد .